گنجور

اشعار مشابه

 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶

 

دل ز وصل او نشان بی‌نشانی می‌دهد

جان به دیدارش امید آن جهانی می‌هد

جوهر فر دهانش طالب دیدار را

بر زبان جان جواب « لن ترانی» می‌دهد

جز سرشک لاله رنگم در نمی‌آید به چشم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۷

 

یار دل می‌جوید و عاشق روانی می‌دهد

چون کند مسکین در افتادست و جانی می‌دهد؟

چون نمی‌افتد به دستش آستین وصل دوست

بر در او بوسه‌ای بر آستانی می‌دهد

گفت: لعلت می‌دهم کام دلت، باری مرا

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سلمان ساوجی
 

جمال‌الدین عبدالرزاق » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۴ - در مدح ارسلان بن طغرل

 

روی او تشویر ماه آسمانی میدهد

قد او تعلیم سرو بوستانی میدهد

هندوی زلفش گررقص ورد س طرفه نیست

تا زجام لعل آن لب دو ستکانی میدهد

آتش رویت چرا داری دریغ از آن کسی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی