گنجور

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۴۸

 

شهسوارانی که فتح قلعه دین کرده‌اند

التماس همت از دل‌های مسکین کرده‌اند

پاکبازان سر کوی خرابات فنا

در مقام سرفرازی خشت بالین کرده‌اند

سنگسار لعنت جاوید مر ابلیس را

[...]

امیرخسرو دهلوی
 

خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۵

 

شام خون آشام گیسو را اگر چین کرده اند

زلف پرچین را چرا بر صبح پرچین کرده اند

خال هندو را خطی از نیمروز آورده اند

چین گیسو را زرخ بتخانه ی چین کرده اند

گر ببخت شور من ابرو ترش کردند باز

[...]

خواجوی کرمانی
 

حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۱۲

 

شمه‌ای از داستان عشق شورانگیز ماست

این حکایت‌ها که از فرهاد و شیرین کرده‌اند

هیچ مژگان دراز و عشوهٔ جادو نکرد

آنچه آن زلف دراز و خال مشکین کرده‌اند

ساقیا می ده که با حکم ازل تدبیر نیست

[...]

حافظ
 

سلیم تهرانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۹۹

 

لاله و گل چهره از شرم تو رنگین کرده اند

یوسفی، بهر همین نام تو گرگین کرده اند

نه همین نقش ترا در چشم من جا داده اند

در همه چشمی ترا چون خواب شیرین کرده اند

باخبر باش از زبان خود، که دانایان راز

[...]

سلیم تهرانی