گنجور

اشعار مشابه

 

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۳

 

ذره ذره آفتاب عشق دردی خوار باد

مو به موی ما بدان سر جعفر طیار باد

ذره‌ها بر آفتابت هر زمان بر می‌زنند

هر که این بر خورد از تو از تو برخوردار باد

هر کجا یک تار مویت بر هوس سر می‌نهد

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۶۸ - در مدح شاهزاده شجاع السلطنه حسنعلی میرزا

 

ای صفاهان مژده کاینک شاه دوران می رسد

جسم بیجان ترا از نو به تن جان می‌رسد

غصه را بدرود کن‌کاید مسرت این زمان

درد را پیغام‌ ده‌ کاین‌ لحظه درمان می‌رسد

گرد نعل توسنش بنشست بر اندام ما

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۸۷ - د‌ر جشن میلاد حضرت ظل‌ اللهی ناصرالدین شاه غازی خلدالله ملکه ‌گوید

 

دوش برگردون بسی تابان شهاب آمد پدید

بس درخشان موج زین دریای آب آمد پدید

تخت شاهنشاه ایرانست گفتی آسمان

بسکه از انجم درو در خوشاب آمد پدید

سبز دریای فلک از هر کران شد موج‌زن

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸

 

ای رفیقان امشب اسماعیل غوغا می‌کند

چنگ را ز آواز شورانگیز رسوا می کند

آسمان امشب ز حیرانی سراپا گشته چشم

صنع حق را در وجود او تماشا می کند

راه گوش عاشقان از لحن دلکش می‌زند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۴۰

 

زلف دلها را به دور خط نگهبانی کند

چون شود معزول عامل سبحه گردانی کند

دست گلچین می شود هر خار مژگانی که هست

از عرق چون چهره ساقی گل افشانی کند

شکر قاتل را به خاموشی ادا کردم که نقش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۸۴

 

خسروا می خور که خرم جشن افریدون رسید

باغ پیروزی شکفت و صبح بهروزی دمید

در چنین صد جشن فرخ شادباش و شاه باش

کایزد از بهر تو این شاهی و شادی آفرید

ملک‌ گیتی دولت عالی تورا دادست و بس

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی نیشابوری
 

امیر معزی » قصاید » شمارهٔ ۸۶

 

تا جهان باشد خداوند جهان خاتون بود

دولت و اقبال او در مُلْک روزافزون بود

تا که باشد تاج شاهی بر سر سلجوقیان

تاج د‌ین و تاج دنیا در جهان خاتون بود

عز گوناگون بود دائم سزای تاج دین

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیر معزی نیشابوری
 

کمال‌الدین اسماعیل » قصاید » شمارهٔ ۳۱ - و قال ایضاً یمدحه

 

ای خداوندی که القاب تو چون فصل الخطاب

در قوانین سخن خیر المطالع می شود

هر نفس بر مجمر انفاس ارباب هنر

نشر اخلاق خوشت عطر مجامع می شود

قطره های نوک کلکت همچو باران ربیع

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل
 

قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۰

 

میگساران را لبت یاد از می گلگون دهد

بی لب لعلت، می گلرنگ طعم خون دهد

نقد دل آورده‌ام، بنما جمال خویش را

تا نبیند دلربایی چون تو، کس دل چون دهد؟

دیده گردد خشک، اگر بر داغ دل مرهم نهم

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قدسی مشهدی
 

شمس مغربی » غزلیات » شمارهٔ ۸۷

 

می حدیثی از لب ساقی روایت می کند

باده از سرمستی چشمش حکایت میکند

از حدیث مستی چشمش دلم سرمست شد

قصهمستان مگر تا چون سرایت میکند

در بدایت داشت جانم مشتی از جام لبش

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

شمس مغربی
 

اهلی شیرازی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۴ - در توحید و موعظه گوید

 

منت ایزد را که صنع او ز گل خار آورد

خاک ما از قطره آبی پدیدار آورد

از هوا در گنبد سرها صدایی افکند

تا به حکمت مشت خاکی را بگفتار آورد

قدرت او ساخت در ترکیب تن هر گوشه یی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

اهلی شیرازی
 

قطران تبریزی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۵۴ - در مدح ابوالیسر سپهدار اران

 

هرکه او را میل خاطر سوی ارزانی بود

او برنج و خواری ارزانی و ارزانی بود

من بچشم یار از آن خوارم که ارزان یافتست

چون ببینی خواری هرچیز ز ارزانی بود

بر جفای صد شبش ناید پشیمانی شبی

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

قطران تبریزی
 

واعظ قزوینی » دیوان اشعار » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱۸۶

 

سربلندان، مال صرف زیردستان میکنند

هرچه کوه از ابر میگیرد، بصحرا میدهد!


متن کامل شعر را ببینید ...

واعظ قزوینی