گنجور

امیر شاهی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰

 

خطت که درد و داغ تو نو می‌کند مرا

جان در بلای عشق گرو می‌کند مرا

عمری به راه عشق ز سر داشتم قدم

باز آرزوی آن تک و دو می‌کند مرا

من کشته از جواب سلامی و لطف یار

[...]

۵ بیت
امیر شاهی
 

میلی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۳

 

امّید وعد‌ه‌های تو نو می‌کند مرا

در دست انتظار، گرو می‌کند مرا

قاصد که هر زمان ز تو آید به سوی من

شرمنده خود از تک و دو می‌کند مرا

حیرت، مثال صورت آیینه پیش یار

[...]

۴ بیت
میلی
 

طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۴

 

آن غمزه خون دل بسبو می‌کند مرا

افشردهٔ جگر به گلو می‌کند مرا

میخواندم ز اهل وفا آن فرشته خو

وین مرحمت ز او سگ او می‌کند مرا

تاکی خیال هیچ توان کرد و خون گریست

[...]

۷ بیت
طالب آملی