سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثامن ذکرالسطان یستنزلالامان » بخش ۱۵ - در عدل پادشاه و صفت آن
با ستم سور مملکت شوریست
بیالف نقش داوری دوریست
مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۳۱
امشب شب هجران و وداع و دوریست
فردا دل را بدین سبب رنجوریست
ای دل تو همی سوز تو را فرمانست
وای دیده تو خونگری تو را دستوریست
عطار » الهی نامه » بخش شانزدهم » (۳) حکایت سلیمان و طلب کردن کوزه
ترا گر کوزهٔ وگر تنوریست
یقین میدان که آن از خاک گوریست
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۱ - ظاهر شدن فضل و زیرکی لقمان پیش امتحان کنندگان
نقص عقلست آن که بد رنجوریست
موجب لعنت سزای دوریست
اوحدی مراغهای » جام جم » بخش ۱۱۳ - در حقیقت اجابت دعا
گر دلت حاضر و تنت نوریست
هر چه خواهی بخواه، دستوریست
اوحدی مراغهای » جام جم » بخش ۱۱۶ - در منع تقلید
پی تقلید رفتن از کوریست
در هر کس زدن ز بیزوریست
اوحدی مراغهای » جام جم » بخش ۱۱۶ - در منع تقلید
میوه گر نغز و پخته و نوریست
گر بیفتد ز شاخ دستوریست
جامی » هفت اورنگ » سبحةالابرار » بخش ۷۵ - مناجات در انتقال از حال قرب به حیا
در رهت قطع مسافت دوریست
وصل جستن به سفر مهجوریست
جامی » هفت اورنگ » یوسف و زلیخا » بخش ۱۵ - نهال جمال یوسفی را از بهارستان غیب به باغستان شهادت آوردن و به آب دیده یعقوب و هوای دل زلیخا پروردن
حقیقت را به هر دوری ظهوریست
ز اسمی بر جهان افتاده نوریست
جامی » هفت اورنگ » یوسف و زلیخا » بخش ۷۲ - شکایت از فلک پر نکایت که اژدهاوار گرد عالمیان حلقه کرده و همه را به دایره تصرف خود درآورده بر یکی زخم زند و بر دیگری زهر افکند نه هیچ از دست رفته را با وی دست ستیز و نه هیچ از پای افتاده را از وی پای گریز
رخ این زرد از اندوه دوریست
که دوری بعد نزدکی ضروریست
جامی » هفت اورنگ » یوسف و زلیخا » بخش ۷۲ - شکایت از فلک پر نکایت که اژدهاوار گرد عالمیان حلقه کرده و همه را به دایره تصرف خود درآورده بر یکی زخم زند و بر دیگری زهر افکند نه هیچ از دست رفته را با وی دست ستیز و نه هیچ از پای افتاده را از وی پای گریز
برون از پرده نامحدود نوریست
کزان هر لمعه خورشید سروریست
جامی » هفت اورنگ » لیلی و مجنون » بخش ۲۹ - در صحرا و دشت گردیدن مجنون و خطاب کردن وی با گردباد
هر تن که ز جان به داغ دوریست
تنهایی او نه از صبوریست
اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۱۷
از جام کرم قسمت هر کس دوریست
وین درخور مشرب ار نباشد جوریست
موسی صفت از معرف حق همه را
طوریست ولیک طور هر کس طوریست
اهلی شیرازی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۴۹
آسوده در لطف حق از هر سوریست
آنجا نبری گمان که بر کس زوریست
بر درگه بی نیازی حی غنی
موریست سلیمان و سلیمان موریست
وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۱۱ - حکایت
که لیلی گرچه در چشم تو حوریست
به هر جزوی ز حسن او قصوریست
طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۱۰
از کوی تو هفتهٔ نصیبم دوریست
وین دوری هم نه معنوی بل صوریست
اما داغم که هر دمی زین دوری
صد ساله از آن سوی ابد مهجوریست
رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » فردوس در شرح احوال متأخرین و معاصرین » بخش ۲ - آگه شیرازی
خوشا دلی که ز تاراج عشق گشت خراب
خرابی دل عشاق عین معموریست
فریب شیخ مخور باده نوش و رسوا باش
که مطلبش همه از صوم و سبحه مشهوریست
رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما » بخش ۵۴ - شفایی اصفهانی
قربِ بسیار مایهٔ دوریست
وصلِ بی حد دلیل مهجوریست
صفی علیشاه » بحرالحقایق » بخش ۱۵ - الاسم الاعظم
بنزد آنکش از توحید نوریست
خود اسماء را بهر عالم ظهوریست
عبدالرحیم حائری » مجمع الاسرار » بخش ۵۵ - مقدمه (بر علوم جفر)
چنانکه در آن گُنگی و کوریست
دراینجا هم این درد و رنجوریست
