گنجور

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷۱

 

توبه که دل خویش چو آهن کرده است

در کشتن بنده چشم روشن کرده است

چون زلف تو هرچند شکن در شکنم

با توبه همان کنم که با من کرده است

۲ بیت
مولانا
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۱

 

آن که بزم غیر را روشن چو گلشن کرده است

می‌تواند کرد با او آن چه با من کرده است

عنقریب از گریه نابینا چو دیگر چشمهاست

دیده‌ای کان سست عهد امروز روشن کرده است

کرده در چشم رقیب بوم سیرت آشیان

[...]

۷ بیت
محتشم کاشانی
 

سیدای نسفی » شهر آشوب » شمارهٔ ۱۱ - سر تراش

 

تیغ بر کف سرتراشم قصد کشتن کرده است

عاشقان را فوطه زاری به گردن کرده است

قسمتش هرگز نمی گردد سر مویی زیاد

گرچه در دوکان خود از موی خرمن کرده است

۲ بیت
سیدای نسفی
 

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۴

 

آنچه از جرم محبت دوست با من کرده است

کافرم کافر اگر دشمن به دشمن کرده است

تا برای غارت آرام من بستی کمر

هر کجا موریست قصد خرمن من کرده است

خامشان را صحبت اهل سخن گویا کند

[...]

۶ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » اشعار متفرقه » شمارهٔ ۵۱

 

شمع شب‌ها روز با من کرده است

تا سواد گریه روشن کرده است

۱ بیت
واقف لاهوری
 

ایرج میرزا » مثنوی‌ها » زهره و منوچهر » بخش ۳

 

کیست که این ظلم به من کرده است

مرد بَرَد تهمت و زن کرده است

۱ بیت
ایرج میرزا