گنجور

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۱۲

 

سخن کی به جانهای غافل نشیند

ز دل هر چه برخاست در دل نشیند

غبار یتیمی است جویای گوهر

غم عشق در جان کامل نشیند

اگر صید غافل شود عذر دارد

[...]

۱۰ بیت
صائب
 

سعیدا » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۲۱

 

هر آن صید کز دام غافل نشیند

گرفتار در دست قاتل نشیند

کریم از ره لطف برخیزد از جای

بر آن در که از عجز، سائل نشیند

بوده بادهٔ صاف و بی غش نصیبش

[...]

۶ بیت
سعیدا
 

طبیب اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۵ - نوایی

 

غمش در نهانخانهٔ دل نشیند

به نازی که لیلی به محمل نشیند

به دنبال محمل چنان زار گریم

که از گریه‌ام ناقه در گل نشیند

خلد گر به پا خاری آسان بر آرم

[...]

۸ بیت
طبیب اصفهانی
 

فتحعلی‌شاه » غزلیات » شمارهٔ ۵۹

 

کسی از کجا غصه بر دل نشیند

که با شوخ شیرین شمایل نشیند

نمیرد چه سان آه فرهاد بی‌دل

که شیرین به خسرو مقابل نشیند

عجب دارم از ناقه مجنون نگردد

[...]

۶ بیت
فتحعلی‌شاه