فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۷۵ - شب خروش پاسبانان به نام قباد، بیداری خسرو، پناه بردن به باغ و تاراج کاخ
بیاویخت از شاخ زرین سپر
بجایی کزو دور بودی گذر
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۷۶ - شاخ گوهر باغبان و یافتن خسرو، پیشگویی مرگ میان دو کوه و تخت کوتاه قباد
به بازار شو بهرهای گوشت خر
دگر نان و بیراه جایی گذر
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۷۶ - شاخ گوهر باغبان و یافتن خسرو، پیشگویی مرگ میان دو کوه و تخت کوتاه قباد
به شیروی بنمود زان سان گهر
بریده یکی شاخ زرین کمر
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۷۶ - شاخ گوهر باغبان و یافتن خسرو، پیشگویی مرگ میان دو کوه و تخت کوتاه قباد
فروهشته از شاخ زرین سپر
یکی بنده در پیش او با کمر
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۱ - پیام شیروی به خسرو زندانی: نکوهش گناهان، خواست پوزش و فال شوم بهی
یکی آنک ناباک خون پدر
نریزد ز تن پاک زاده پسر
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۲ - پاسخ خسرو پرویز به شیرویه: دفاع از پادشاهی، پند گنج و سپاه و بدرود با جهان
ز گفتار بدگوی ما را پدر
برآشفت و شد کار زیر و زبر
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۲ - پاسخ خسرو پرویز به شیرویه: دفاع از پادشاهی، پند گنج و سپاه و بدرود با جهان
چو خون پدر بود و درد جگر
نکردیم سستی به خون پدر
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۲ - پاسخ خسرو پرویز به شیرویه: دفاع از پادشاهی، پند گنج و سپاه و بدرود با جهان
بجستیم خشنودی دادگر
ز بخشش ندیدم به کوشش گذر
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۲ - پاسخ خسرو پرویز به شیرویه: دفاع از پادشاهی، پند گنج و سپاه و بدرود با جهان
همه بوم شد نزد ما کارگر
ز دریا کشیدند چندان گهر
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۲ - پاسخ خسرو پرویز به شیرویه: دفاع از پادشاهی، پند گنج و سپاه و بدرود با جهان
شود بیدرم شاه بیدادگر
تهی دست را نیست هوش و هنر
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۲ - پاسخ خسرو پرویز به شیرویه: دفاع از پادشاهی، پند گنج و سپاه و بدرود با جهان
کنم آفرین بر جهان سر به سر
که او را ندیدم مگر بر گذر
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۲ - پاسخ خسرو پرویز به شیرویه: دفاع از پادشاهی، پند گنج و سپاه و بدرود با جهان
برفتند گریان ز پیشش به در
پر از درد جان و پراندوه سر
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۳ - گریستن شیروی از خون پدر، گفتوگو با گردنکشان دژم، مهلت یک ماه و نخوردن خسرو جز از دست شیرین
به گفتار زشت و به خون پدر
جوان را همیسوختندی جگر
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۳ - گریستن شیروی از خون پدر، گفتوگو با گردنکشان دژم، مهلت یک ماه و نخوردن خسرو جز از دست شیرین
که غمگین نباشد به درد پدر
نخوانمش جز بد تن و بد گهر
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۴ - شیون باربد بر مرگ خسرو، بریدن چهار انگشت و سوختن آلات خویش
کجات آن همه مردی و زور و فر
جهان را همیداشتی زیر پر
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۴ - شیون باربد بر مرگ خسرو، بریدن چهار انگشت و سوختن آلات خویش
کجا آن غلامان زرین کمر
کجا آن همه رای وآیین وفر
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۴ - شیون باربد بر مرگ خسرو، بریدن چهار انگشت و سوختن آلات خویش
کجا آن همه لشکر و بوم و بر
کجا آن سرافرازی و تخت زر
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۶ - دشنام شیروی، دفاع شیرین و نمودن روی در انجمن، و مرگ با زهر بر دخمهٔ خسرو
چنین گفت کانکس که خون پدر
بریزد مباداش بالا وبر
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۶ - دشنام شیروی، دفاع شیرین و نمودن روی در انجمن، و مرگ با زهر بر دخمهٔ خسرو
بدارم تو را هم بسان پدر
وزان نیز نامیتر و خوبتر
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی فرایین » پادشاهی فرایین
نهانی بدو گفت مهتر پسر
که اکنون به گیتی توی تاجور
