گنجور

منوچهری » دیوان اشعار » مسمطات » شمارهٔ ۷ - در وصف صبوحی

 

از دم طاووس نر ماهی سربر زده‌ست

دستگکی موردتر، گویی برپر زده‌ست

شانگکی ز آبنوس هدهد بر سرزده‌ست

بر دو بناگوش کبک غالیهٔ تر زده‌ست

۲ بیت
منوچهری
 

جمال‌الدین عبدالرزاق » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۸ - در توصیف بهر و مدح رکن الدین صاعد

 

تا صبا در نقشبندی خامه در عنبر زده‌ست

صد هزاران لعبت از جیب زمین سر بر زده‌ست

ماه منجوق گل اینک کرد از گلبن طلوع

شاه چیر لاله اینک نوبتی بر در زده‌ست

خاک چون طوطی خوش جامه سر اندر سر نهاد

[...]

۴۱ بیت
جمال‌الدین عبدالرزاق
 

جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش ۶۸ - تعزیت گفتن حکیم اول

 

ز جان تو نور یقین سرزده ست

دلت خیمه در ملک دیگر زده ست

۱ بیت
جامی