تا صبا در نقشبندی خامه در عنبر زدهست
صد هزاران لعبت از جیب زمین سر بر زدهست
ماه منجوق گل اینک کرد از گلبن طلوع
شاه چیر لاله اینک نوبتی بر در زدهست
خاک چون طوطی خوش جامه سر اندر سر نهاد
شاخ چون طاوس فردوسی پر اندر پر زدهست
چشم نرگس نیم خوابست و دهانش پر ز زر
دوش پنداری به نام گل همه شب زر زدهست
از شکوفه شاخ گوئی دست عطار صبا
کله کافور بر اطراف عود تر زدهست
یا شبانگاهی اطراف کواکب کلک شب
صد هزاران کوکبه بر سقف نیلوفر زدهست
شد دم باد سحر گاهی ز خوشبوئی چنانک
کس نمیداند که این دم مشک یا عنبر زدهست
دست بگشاده است پیش سرو آزاده چنار
پنجه در خواهد فکندن تا که با او برزدهست
طره شاخ بنفشه بس پشولیده نمود
دوش با لاله مگر در بوستان ساغر زدهست
بلبل از شوق رخ گل جامه بر خود چاک زد
گل به غنچه در تتق بر سینه و تن برزدهست
بید پنداری به قصد دشمنان صدر شرق
دست نصرت بهر دین بر قبضه خنجر زدهست
صدر عالم رکن دین اقضی القضاة شرق و غرب
آنکه او عدل عمر در دانش حیدر زدهست
آنکه او تا پشت بهر دین به بالش باز داد
دشمن او پهلوی تیمار بر بستر زدهست
عدل او آواز در اقطار شرق و غرب داد
فضل او آواز در اقصای بحر و بر زدهست
خلق و خلقش مایه بخش ماه و خورشید آمدند
کلک و طقش کاروان عسکر و شوشتر زدهست
صدر او پایه ورای عالم بالا نهاد
قدر او خیمه فراز گنبد اخضر زده ست
روز درسش دین شرف زآن گوشه مسند گرفت
روز وعظش جان علم بر ذروه منبر زدهست
شرع پیغمبر به جاه او ممکن میشود
نز گزاف این تکیه او بر جای پیغبر زدهست
نارسیده با همه مردان به میدان آمده است
نو رسیده با همه شیران به عالم برزدهست
لفظ پاکش زآن خط شبرنگ پنداری درست
نقد روشن بر محک تیره شب از اختر زدهست
مسرع عزمش سبق از جنبش از گردون ببرد
باره حزمش مثل از سد اسکندر زدهست
آیت انصاف او خورشید بر جبهت نبشت
رایت اقبال او جبریل بر شهپر زدهست
لطف او را بین که چون در چشم خاک انداخت آب
خشم او را بین که چون در جان آب آذر زدهست
دست رادش صد هزاران رخنه در طوبی فکند
لفظ عذبش صد هزاران طعنه بر کوثر زدهست
کلک تیر و تیغ مریخ از چه دارد چرخ انک
دشمنش را تیغ بر گردن قلم بر سر زدهست
پیش لفظ دُرفشان و کلک گوهربار او
گل از آن گردد صدف کو لاف از گوهر زدهست
نکته کهآن از زبان کلک او بیرون جهد
عقل بهر حفظ را بر گوشه دفتر زدهست
شعله دان از شعاع رای دهر آرای او
پرتو نوری که چشم چشمه انور زدهست
شادباش ای حاکمی کز عدل تو در عهد تو
روبه لنگ آستین بر روی شیر نر زدهست
ذکر عدلت چار حد عالم سفلی گرفت
صیت فضلت پنج نوبت در همه کشور زدهست
افتتاح آن دعای صاعد مسعود دان
بامدادان هر نفس کهآن صبح روشنگر زدهست
نصرت دین حنیفی کن که از کل جهان
دست در فتراک اقبال تو دین پرور زدهست
دشمنانت را اجل نزدیک شد اقبال دور
زقه روح القدس این فال بر چاکر زدهست
حاسدت از بندگی تو کسی شد گر شدهست
شاخ و بیخ اندر حریم دولتت زد گر زدهست
گو مشو مغرور اگر چرخش ز بهر جاه تو
گوشمالی دیرتر یا سیلیی کمتر زدهست
از برای نسخت این مدح گوئی آسمان
این ورقها را به خط استوا مسطر زدهست
هر یکی بیت از مدیح تو که در نظم آمدهست
زهره زهرا هزاران بار بر مزمر زدهست
تا شبانگاهان ز اجرام کواکب کلک شب
صد هزاران کوکبه بر سقف نیلوفر زدهست
مسند شرع از شکوه طلعتت خالی مباد
کهآسمان پشت از برای خدمتت چنبر زدهست
مدت عمر تو صد چندانکه گوئی دور چرخ
ثابت و سیار را در ضعف یکدیگر زدهست
تنگ بادا روزی خصمت بدانسان که مگر
رزق او را قفل از دست قضا بر در زدهست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر مورد نظر توصیفاتی زیبا و خیالپردازانه از بهار و جلوههای طبیعی آن دارد. شاعر با استفاده از تصاویر زنده و استعارات غنی، به زیباییهای فصل بهار، شکوفهها، گلها و حالات طبیعت اشاره میکند. در این شعر، بلبل شادمان از دیدن گلها سرشار از عشق و شوق است و توضیحاتی دربارهٔ زیبایی طبیعت و عدالت حاکم بر آن ارائه میکند. همچنین، شاعر بر فضیلت و برتری آن حاکم تأکید میکند و امید به پیروزی دین و عدالت را به تصویر میکشد. شعر به نوعی ترکیب زیبایی از طبیعت و فلسفه اجتماعی است.
هوش مصنوعی: با وزش نسیم، قلم طلایی من نقشهایی زیبا بر روی عطر خوش عنبر میکشد و از دل زمین هزاران بازیگوش و دلربا بیرون میآیند.
هوش مصنوعی: ماه مانند دانههای منجوق، اکنون از باغ گل سر برآورده است. شاه لاله نیز امروزه نوبت خود را از دست گرفته و در کنار زیباییهای دیگر کنار رفته است.
هوش مصنوعی: خاک مانند طوطی زیبا و با لباسهای رنگارنگ، بر سر خود تجمل و زینت گذاشته است؛ مانند شاخی که بر بدن طاوس قرار دارد و او را زیباتر میکند.
هوش مصنوعی: چشم نرگس خواب آلود است و دهانش پر از زکات و زیبایی. شب را گمان میکنی که با گل صحبت میکند و ناز و نعمت میافشاند.
هوش مصنوعی: از شکوفههای درختان همچون دست عطار، نسیم صبا بوی خوش کافور را بر اطراف چوب عود میپراکند.
هوش مصنوعی: در شبهای دلپذیر و زیبا، ستارهها مانند طلاهایی درخشنده بر سقف آسمان میدرخشند و مناظر شگفتانگیزی را به نمایش میگذارند.
هوش مصنوعی: در ابتدای صبح، هنگامی که نسیم ملایم میوزد، بویی خوش و دلانگیز به مشام میرسد که هیچکس نمیتواند مشخص کند این بوی جذاب، عطر مشک است یا عنبر.
هوش مصنوعی: دست به سوی سرو آزادهای باز شده است، چنار میخواهد پنجه دراز کند تا با او برخورد کند.
هوش مصنوعی: دیشب در باغ، جوانههای بنفشه به شکل زیبایی جلوهگری کردند، به طوری که گویی گلی در دست داشتند و شاخ و برگهای خود را به نمایش گذاشتهاند.
هوش مصنوعی: بلبل به خاطر شوق و زیبایی گل، لباس خود را چاک میزند و گل بغنچه نیز در آغوش خود، شوق و حسرت را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: بید به دشمنان فکر میکند و در صدر شرق، در حالی که دست به نیت کمک به دین خود بر قبضه خنجر گذاشته است.
هوش مصنوعی: سرزمین عالم، پایه و اساس دین است و بهترین قاضیها در شرق و غرب، کسی است که عدالت عمر را در عصر خود به نمایش گذارد. عدالت علی از دست او به یادگار مانده است.
هوش مصنوعی: کسی که تو را در هر دینی که بر دوش میکشی، از پشت حمایت کند، دشمن او به آن کسی که در حال نگرانی و درد است، آسیب خواهد زد.
هوش مصنوعی: عدل او به قدری گسترده است که در تمامی نقاط شرق و غرب جهان طنینانداز شده است، و نعمتها و فضایل او در دورترین نقاط دریاها و زمینها دیده میشود.
هوش مصنوعی: آفرینش و فنا، مایه بخش روشنایی ماه و خورشید شدند. قلم و ابزارش، کاروانی از سپاهیان را به شوشتر رساند.
هوش مصنوعی: او در اوج مقام و مرتبت خود، بنیادی برای عالم بالا بنا کرد و به اندازهای بزرگ و با اراده است که خیمهای در بالای گنبد سبز زد.
هوش مصنوعی: در روزهایی که مشغول تدریس دین بود، مقام و مرتبهای از یک گوشه به دست آورد و در زمان خطابهاش، جان و روح علم را از بالای منبر به مردم منتقل کرد.
هوش مصنوعی: پیشوایی و راهنمایی دین پیامبر تنها با احترام و اعتبار او ممکن میشود و بدون شک این جایگاه و مقام پیامبر از دست نمیرود.
هوش مصنوعی: نرسیده به میدان جنگ، با تمام مردان حاضر شده است و همچنین نو رسیده با همه شیران دنیا مبارزه کرده است.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که وقتی به سخن یا کلامی پاک و زیبا گوش میدهی، گویی که در مقایسه با زشتیهای دنیا، مانند نوری در دل شب تاریک است. کلامی که مانند ستارهای در آسمان میدرخشد و حقیقت را به ما نشان میدهد، در برابر چیزهای غیرواقعی و تاریکیها قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: عزم و ارادهاش به قدری قوی است که میتواند با حرکتش از آسمان باری را بردارد. حزم و احتیاطش نیز مثل سپر اسکندر از دستانش محافظت میکند.
هوش مصنوعی: نشانه عدالت او مانند خورشید در آسمان درخشان است و پرچم موفقیت او به اندازهای بالا رفته که فرشتهای چون جبریل بر فراز آن پرچم به پرواز درآمده است.
هوش مصنوعی: لطف او را در نظر بگیر که چگونه وقتی آب خشمش را بر زمین ریخت، آثار خشمی را هم مشاهده خواهی کرد و زمانی که در جان انسان آتش خشمش را شعلهور کند، نتیجهاش چگونه خواهد بود.
هوش مصنوعی: دست رادش به طور شگفتانگیزی درخت طوبی را زخمی کرده و سخنان شیرین او هزاران تیر به سمت کوثر پرتاب کرده است.
هوش مصنوعی: تیر و تیغ مریخ که به دشمنان آسیب میزند، چه دلیلی دارد که چرخ روزگار برگردن آن دشمن، تیر و قلم بر سر او بنوازد؟
هوش مصنوعی: زبان زیبا و درخشان او همچون درخشندگی یک گوهر است و این زیبایی باعث میشود که صدف به خاطر آن از درون خود گوهرهایی را بیافریند.
هوش مصنوعی: هنگامی که نکتهای از زبان قلم او بیرون میآید، عقل برای حفظ آن، بر گوشهای از دفتر مینویسد.
هوش مصنوعی: شعله به گاز و سوختی اشاره دارد که از تابش نور و گرما ناشی میشود. در اینجا، شاعر به قدرت و تاثیر شخصیتی اشاره میکند که مانند نور و تابشی درخشان، اطراف خود را روشن میکند و بر زندگی دیگران تاثیر مثبت میگذارد. چشمها و نگاههای این شخص مانند چشمهای است که به دیگران روشنی و امید میبخشد.
هوش مصنوعی: خوشا به حال تو ای حاکم که با عدالتت در زمان حاکمیتت، افراد قوی و نیرومند نیز بر تو تهدیدی ندارند.
هوش مصنوعی: در این بیت، بیان شده است که ذکر و یادکرد عدالت تو در چهار حد و مرز جهان پایین (سفلی) گسترش یافته است و فضائل و خوبیهای تو در پنج نوبت در همه جای کشور منتشر شده است. به نوعی، اهمیت و تاثیر مثبت عدالت و فضالت در جامعه به وضوح قابل مشاهده است.
هوش مصنوعی: در آغاز روز، هر دم که صبح روشن و درخشان فرا میرسد، دعای خوب و خوشیمن را به یاد داشته باش.
هوش مصنوعی: به حمایت و یاری دین حنیفی بشتاب که از تمام جهان، به خاطر تو، شانس و خوشبختی دین پرور را به تو بخشیدهاند.
هوش مصنوعی: زمانی نزدیک است که دشمنانت به سرنوشتشان دچار شوند و موفقیت از تو دور است. این پیام روح القدس به تو نشان میدهد که تقدیری خاص برای تو رقم خورده است.
هوش مصنوعی: اگر حسادت کسی از بندگی تو نشأت گرفته باشد، پس اگر او به تو آسیب بزند، مانند شاخ و برگ درختی میشود که در فضای سلطنت تو نفوذ کرده است.
هوش مصنوعی: به خود مغرور نباش، زیرا اگر این گردونه (زندگی) برای مقام و جاه تو تنبیهی دیرتر یا سیلیای کمتر به تو بزند، هیچ سودی نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: به خاطر نوشتن این مدح، انگار آسمان خط استوا را بر روی این صفحات ترسیم کرده است.
هوش مصنوعی: هر یک از اشعار و بیانهایی که درباره تو نوشته شده، از زیبایی و لطافتی برخوردار است که هزاران بار به شکوه و زیبایی دختر پیامبر (زهرا) افزوده است.
هوش مصنوعی: در شب، ستارههای درخشان مانند دانههای زری که بر سقف آسمان پراکندهاند، میدرخشند و زیبایی خاصی به شب میبخشند.
هوش مصنوعی: به یاد داشته باش که نور چهرهات همیشه باعث جلال و شکوه دین باشد و آسمانها نیز برای خدمت به تو گرد هم آمدهاند و به دور تو حلقه زدهاند.
هوش مصنوعی: عمر تو به قدری کوتاه است که اگر به تغییرات و ناپایداری دنیا نگاه کنی، میبینی که این تغییرات حتی در یک لحظه هم اثرگذارند و همواره در حال تغییر هستند.
هوش مصنوعی: روزگار دشواری برای دشمن خودت بساز، به طوری که رزق او مانند برگی که از قضا و قدر بر زمین افتاده، از دستش خارج شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.