×
صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۷۷
هر که اینجا از سرافرازان نهد سر بر زمین
خط ز خجلت کم کشد در روز محشر بر زمین
هر طرف جولان کند آن نازپرور بر زمین
ریزد از پای نگارین رنگ محشر بر زمین
بس که در یک جا ز شوخی ها نمی گیرد قرار
[...]
۳۸ بیت
جویای تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۴۸
در دیار همتم فرش است گوهر بر زمین
افکند یاقوت را دستم چو اخگر بر زمین
در هوای عل میگونش شراب رنگ گل
ترسم از موج تپش ریزد ز ساغر بر زمین
می رسد افتادگان را فیض عالی همتان
[...]
۵ بیت
نورس دماوندی » غزلیات » شمارهٔ ۴۱۸
تا شد آن زنار کاکل سایه ی گستر بر زمین
بی قیامت بسته شد آیین محشر بر زمین
بس که خاک از پرتواش آیینه آیین گشته است
شد زعکسش یوسفستانی مصور بر زمین
در بهشت جلوه از جوش طراوت می زند
[...]
۸ بیت
