گنجور

سوزنی سمرقندی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۳۸ - در مدح مسعود بن حسن

 

مبارک است پگه روی پادشا دیدن

چو پادشا را دیدیم روی ما دیدن

چه پادشا ملک شرق و غرب رکن الدین

که رونق آوردین است مرو را دیدن

خجسته طلعت او مرائمه راست بفال

[...]

۳۰ بیت
سوزنی سمرقندی
 

باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۵

 

یا رب چه خوش است بی دهان خندیدن

بی منت دیده، خلق عالم دیدن

بنشین و سفر کن، که به غایت نیکوست

بی زحمت پا گرد جهان گردیدن

۲ بیت
باباافضل کاشانی
 

عطار » جوهرالذات » دفتر دوم » بخش ۱۵ - در صفات آیینۀ دل و کشف اسرار حقیقت در نمود صور فرماید

 

از این آیینه بتوانی تو دیدن

جمال روی جانان باز دیدن

۱ بیت
عطار
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب الثانی عشر: فی الوصیة و الاسف علی مافات و ذکر الفناء و البقاء و ذکر مرتبته و وصف حالته رضی الله عنه » شمارهٔ ۲۳

 

یا رب چه خوش است بر جهان خندیدن

بی واسطهٔ چشم و دهان خندیدن

بنشین و سفر کن که به غایت خوب است

بی زحمت پا گرد جهان گردیدن

۲ بیت
اوحدالدین کرمانی
 

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » مصراعها و ابیات پراکنده و ناقص » شمارهٔ ۸

 

گفتم که تو را کجا توانم دیدن

گفتا که مرا کجا توانی دیدن

۱ بیت
اوحدالدین کرمانی
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۶۸۸

 

در روزه چو نیست روی می نوشیدن

گل را بچه کارست چنین خندیدن؟

مشکل کاری بوقت گل اندر پیش

قندیل بجای ساتکینی دیدن

۲ بیت
کمال‌الدین اسماعیل
 

ابن یمین » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۵۳۸

 

ای عادت من مهر رخت ورزیدن

واندر طلبت گرد جهان گردیدن

تو نور دو چشم منی ایجان جهان

پس بیتو جهان چگونه یارم دیدن

۲ بیت
ابن یمین
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۶

 

چون مهر تو میتوان نهان ورزیدن

باید ز چه رسوای جهان گردیدن

گوئی که نمی‌توانیم دید آری

با غیر تو را نمی‌توانم دیدن

۲ بیت
محتشم کاشانی
 

قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۴۱۳

 

توان غم تو ز جان خراب دزدیدن

اگر ز شعله توان اضطراب دزدیدن

حباب‌وار برآور ز آب دیده سری

چو دیده چند توان سر در آب دزدیدن؟

خیال هندوی چشم تو در نمی‌آید

[...]

۶ بیت
قدسی مشهدی
 

رضاقلی خان هدایت » تذکرهٔ ریاض العارفین » روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما » بخش ۳ - افضل کاشی نَوَّر اللّه مَرقده

 

یارب چه خوش است بی دهن خندیدن

بی منت دیده خلق عالم دیدن

بنشین و سفر کن که به غایت خوبست

بی زحمت پا گِردِ جهان گردیدن

۲ بیت
رضاقلی خان هدایت