گنجور

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۳۳

 

با دل گفتم اگر بود جای سخن

با دوست غمم بگو در اثنای سخن

دل گفت به گاه وصل با یار مرا

نبود ز نظاره هیچ پروای سخن

۲ بیت
مولانا
 

حافظ » مقدّمهٔ جمع‌آورندهٔ دیوان حافظ

 

گر بُدی گوهری ورای سخن

آن فرود آمدی به جای سخن

۱ بیت
حافظ
 

هلالی جغتایی » شاه و درویش » بخش ۷ - تعریف کلام فصیح و شعر

 

گر بدی گوهری ورای سخن

آن فرود آمدی به جای سخن

۱ بیت
هلالی جغتایی
 

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۲۹

 

چون قلم آن را که در سر هست سودای سخن

سر نمی پیچد به زخم تیغ از پای سخن

از سخن ارض و سما تشریف هستی یافته است

هیچ دست از آفرینش نیست بالای سخن

می شود خلخال ساق عرش از هر حلقه ای

[...]

۱۴ بیت
صائب
 

نورس دماوندی » غزلیات » شمارهٔ ۴۱۳

 

تا ز سرو قامتش دل شد مهیای سخن

ریختم رنگ قیامت را ز بالای سخن

بس که باشد هر سر مویم پذیرای سخن

سبزه ی خاکم کشد چون خامه طغرای سخن

خامه در فیض سخن آزاد می گردد ز بند

[...]

۱۱ بیت
نورس دماوندی
 

نورس دماوندی » غزلیات » شمارهٔ ۴۱۷

 

رو نما سازد ز جان حسن دلارای سخن

تا نباشد جان که می گردد مهیای سخن

تار می بندد رگم بر ساز غوغای سخن

در کفم چون خامه باشد نبض انشای سخن

جلوه در آیینه اش دارد پریزاد خیال

[...]

۱۰ بیت
نورس دماوندی
 

صغیر اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۴

 

دری به از در یکتای با صفای سخن

خرد نیافت بگنجینهٔ خدای سخن

سخن بهای دو عالم توان شود‌ام ا

دو کون می‌نتواند شود بهای سخن

کند ز فیض نظر خاک تیره زر آنکو

[...]

۹ بیت
صغیر اصفهانی