گنجور

طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۸۴

 

من پریشانم ترا درد پریشانی مباد

سنبلت را نکهت آشفته سامانی مباد

خاک اشک‌آلود ما عطر جبین چون صندلست

این عبیر تر گریبانی و دامانی مباد

عقدهٔ مشکل‌گشا آرایش مویست و بس

[...]

۸ بیت
طالب آملی
 

جویای تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۸۱

 

بی تو چشمم حلقهٔ گلدام حیرانی مباد

دود دل مرغولهٔ زلف پریشانی مباد

حد طبعم لباسی برنتابد شعله وار

بر تنم جز جامهٔ چسپان عریانی مباد

دل چو گردد آب کوه صبر را از جا کند

[...]

۴ بیت
جویای تبریزی