گنجور

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۶

 

سر به سر از لطف جانی ای پسر

خوشتر از جان چیست؟ آنی ای پسر

میل دل‌ها جمله سوی روی توست

رو که شیرین دلستانی ای پسر

زان به چشم من درآیی هر زمان

[...]

۱۱ بیت
عراقی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۷۹

 

جانی، ندانم این چنین با زندگانی، ای پسر

کز خوبرویان جهان با کس نمانی، ای پسر

دل می برد رفتار تو، خون می کند گفتار تو

حیرانم اندر کار تو بر چه سانی، ای پسر

زرین کمر بالای سر جعدی فروتر از کمر

[...]

۹ بیت
امیرخسرو دهلوی
 

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۹۸

 

دانم اگر از دلبری قانع به جانی ای پسر

داد سبک دستی دهم در سر فشانی ای پسر

رسم وفا بنیاد کن آواره‌ای را یاد کن

درمانده‌ای را شاد کن تا در نمانی ای پسر

بر خاکساران بی‌خبر مستانه بر رخش جفا

[...]

۷ بیت
محتشم کاشانی
 

رفیق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۹

 

از جان بهر صد بار اگر گویند جانی ای پسر

جان را اگر جان دگر باشد تو آنی ای پسر

نادر بود از دلبران هم دلربا هم جان ستان

دل می ربائی ای جوان جان می ستانی ای پسر

می ریزم از چشم تر لخت دل و خون جگر

[...]

۷ بیت
رفیق اصفهانی