گنجور

سید حسن غزنوی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۳ - در مدح قوام الدین حسن و بهرام شاه گوید

 

رخش طرز گلستان می‌نماید

ز آتش آب حیوان می‌نماید

چو گردون دل بسی دارد ولیکن

چو گردون جمله گردان می‌نماید

ز پسته گر نمکدان ساخت نشکفت

[...]

۴۰ بیت
سید حسن غزنوی
 

عطار » اسرارنامه » بخش پنجم » بخش ۱ - المقاله الخامسه

 

ترا این عشق آسان می‌نماید

که بر قدر تو چندان می‌نماید

۱ بیت
عطار
 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۶

 

گهی درد تو درمان می‌نماید

گهی وصل تو هجران می‌نماید

دلی کو یافت از وصل تو درمان

همه دشوارش آسان می‌نماید

مرا گه گه به دردی یاد می‌کن

[...]

۷ بیت
عراقی
 

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷

 

مرا درد تو درمان می‌نماید

غم تو مرهم جان می‌نماید

مرا، کز جام عشقت مست باشم

وصال و هجر یکسان می‌نماید

چو من تن در بلای عشق دادم

[...]

۱۱ بیت
عراقی
 

ناصر بخارایی » ترکیبات » شمارهٔ ۱ - در مدح سلطان جلال‌الدین هوشنگ شاه

 

دهان غنچه خندان می‌نماید

رخش در پرده پنهان می‌نماید

سپر بر آب نیلوفر بینداخت

که باغ از غنچه پیکان می‌نماید

همه از گریهٔ ابر بهاری‌ست

[...]

۷ بیت
ناصر بخارایی
 

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۰۴

 

گهی عکس رخش جان می‌نماید

گهی زلفش پریشان می‌نماید

چو سنبل می‌کند بر گل مشوش

سواد کفرش ایمان می‌نماید

چه زخم است اینکه مرهم ساز جانست

[...]

۷ بیت
شاه نعمت‌الله ولی