گنجور

ادیب صابر » دیوان اشعار » ترکیبات » شمارهٔ ۱

 

آرام دل ز زلف بی آرام کرده ام

وز نام عشق تحفه ایام کرده ام

در دل مرا نماند ز آرام دل نشان

تا خویشتن نشانه این نام کرده ام

از عشق روی او که همه رنگ سیم از اوست

[...]

ادیب صابر
 

نظیری نیشابوری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۴۰

 

خود را کباب ازین دل خودکام کرده‌ام

این پاره‌آتشی‌ست دلش نام کرده‌ام

گر روزگار دشمن من گشته دور نیست

خون‌ها ز رشک در دل ایام کرده‌ام

این دل که در وصال تسلی ازو نبود

[...]

نظیری نیشابوری
 

آذر بیگدلی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۸

 

یک قطره خون، ز تیغ بتان وام کرده‌ام؛

در سینه جای داده دلش نام کرده‌ام!

رشکم کشد، که می‌شنوم صبح از رقیب

درد دلی که شب به تو پیغام کرده‌ام

صیاد اگر ز رحم مرا کشته، دور نیست؛

[...]

آذر بیگدلی