گنجور

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۴۷

 

در غبار خط همان زلفش بود جویای دل

خاک سیر از صید چشم دام نتوانست کرد

بس که دلها را غم آغاز پرتشویش داشت

هیچ کس اندیشه انجام نتوانست کرد

شنبه و آدینه را با هم که خواهد صلح داد؟

[...]

۱۵ بیت
صائب
 

مجذوب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۰

 

هیچ دل معشوق ما را رام نتوانست کرد

هیچ جا آن طفل شوخ آرام نتوانست کرد

سرو لاف دل‌بری پر داشت اما در چمن

هم‌رهی با سرو من یک گام نتوانست کرد

هر کسی را در جهان توفیق کاری داده‌اند

[...]

۱۲ بیت
مجذوب تبریزی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۳

 

دل به زلف یار هم آرام نتوانست‌کرد

این مسافر منزلی در شام نتوانست کرد

جوش خط با آن فسون دستگاه دلبری

وحشی حسن بتان را رام نتوانست ‌کرد

با همه شوری‌ که وقف پستهٔ خندان اوست

[...]

۱۲ بیت
بیدل دهلوی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۴

 

وحشتِ ما را تعلق رام نتوانست کرد

بادهٔ ما هیچکس در جام نتوانست‌ کرد

در عدم هم قسمت خاکم همان آوارگی‌ست

مرگ، آغاز مرا انجام نتوانست کرد

رحم‌ کن بر حال محرومی‌ که مانند سپند

[...]

۱۲ بیت
بیدل دهلوی
 

سحاب اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۱

 

مرغ دل با زلف او آرام نتوانست کرد

گرچه مرغی آشیان در دام نتوانست کرد

بارها کردیم ساز می کشی از باده هم

چاره ی نا سازی ایام نتوانست کرد

شد چنان شرمنده از رنگ لب میگون یار

[...]

۷ بیت
سحاب اصفهانی