گنجور

اوحدی مراغه‌ای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹۲

 

شب هجرانت، ای دلبر، شب یلداست پنداری

رخت نوروز و دیدار تو عید ماست پنداری

قدم بالای چون سرو تو خم کردست و این مشکل

که بالای تو گر گوید: نکردم، راست پنداری

دمی نزدیک مهجوران نیایی هیچ و ننشینی

[...]

۶ بیت
اوحدی مراغه‌ای
 

نورس دماوندی » غزلیات » شمارهٔ ۴۶۲

 

سواد خط تو مشک ختاست پنداری

بیاض جیب تو طور لقاست پنداری

به خلوتی که وصال تو آرزو دارم

طپیدن دلم آواز پا است پنداری

از آنکه نعمت حسن تو را دو چندان کرد

[...]

۷ بیت
نورس دماوندی
 

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۹۲۹

 

لبش آب بقاست پنداری

دردها را دواست پنداری

حرف‌های دروغ مدعیان

وای من گر تو راست پنداری

شب هجران چه‌ها به جانم کرد

[...]

۱۰ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۹۳۱

 

زلف خوبان بلاست پنداری

نه بلا اژدهاست پنداری

بت من آنچنان دل‌آشوب است

که بلای خداست پنداری

یک نفس یار وا نشد با من

[...]

۱۰ بیت
واقف لاهوری
 

آذر بیگدلی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۷

 

نمی پرسی ز غمناکان، دلت شاد است پنداری؟!

ز فکر بیدلانت، خاطر آزاد است پنداری

چنان ترسیده چشمم از گرفتاری درین گلشن

که شاخ گل بچشم دست صیاد است پنداری

نشد از خنده ی خسرو، تسلی خاطر شیرین؛

[...]

۷ بیت
آذر بیگدلی
 

غالب دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۲۰

 

نفس را بر در این خانه صد غوغاست پنداری

دلی دارم که سرکار تمناهاست پنداری

حباب از فرق عشاق ست و موج از تیغ خوبانش

شهادتگاه ارباب وفا دریاست پنداری

به گوشم می رسد از دور آواز درا امشب

[...]

۹ بیت
غالب دهلوی