گنجور

 
۱
۳۸
۳۹
۴۰
۴۱
۴۲
۱۱۶
 

عطار » مختارنامه » باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن » شمارهٔ ۲۳

 

در عشق تو هر دلی که مردانه بود

در سوختن خویش، چو پروانه بود

تا کی ز بهانه، همچو پروانه بسوز

در عشق بهانه جستن افسانه بود

۲ بیت
عطار
 

عطار » مختارنامه » باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن » شمارهٔ ۲۴

 

در عشق، گمان خود عیان باید کرد

ترک بد و نیک این جهان باید کرد

گر گوید: «ترکِ دو جهان باید داد.»

بی‌آن‌که چرا کنی، چنان باید کرد

۲ بیت
عطار
 

عطار » مختارنامه » باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن » شمارهٔ ۲۵

 

گر مَردِ رهی، میانِ خون باید رفت

وز پای فتاده، سرنگون باید رفت

تو پای به ره درنِه و از هیچ مپرس

خود راه بگویدت که چون باید رفت

۲ بیت
عطار
 

عطار » مختارنامه » باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن » شمارهٔ ۲۶

 

هر لحظه ز چرخ بیش می‌باید رفت

گاه از پس و گه ز پیش می‌باید رفت

در گردِ جهان دویدنت فایده نیست

گردِ سر و پای خویش می‌باید رفت

۲ بیت
عطار
 

عطار » مختارنامه » باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن » شمارهٔ ۲۷

 

نردِ هوسِ وصال می‌باید باخت

اسبِ طمعِ محال می‌باید تاخت

یک لحظه سپر همی نباید انداخت

می‌باید سوخت و کار می‌باید ساخت

۲ بیت
عطار
 

عطار » مختارنامه » باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن » شمارهٔ ۲۸

 

بنشسته‌ای و بسی سفر داری تو

هر ذرّه که هست ره گذر داری تو

صد قافله در هر نفسی می‌گذرد

ای بی‌خبر آخر چه خبر داری تو

۲ بیت
عطار
 

عطار » مختارنامه » باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن » شمارهٔ ۲۹

 

چون تو غم بی‌شمار خود خواهی داشت

درد دل بی‌قرار خود خواهی داشت

در خاکستر نشین و در خون می‌گرد

گر ماتم روزگار خود خواهی داشت

۲ بیت
عطار
 

عطار » مختارنامه » باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن » شمارهٔ ۳۰

 

ای آن‌که هزارگونه سودا داری

مردان همه ماتم، تو تماشا داری

خوش می‌خور و می‌خفت، که داند تا تو

در پیش چه وادی و چه دریا داری؟

۲ بیت
عطار
 

عطار » مختارنامه » باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن » شمارهٔ ۳۱

 

از بس که غم دنیی مردار خوری

نه کار کنی و نه غم کار خوری

سرمایهٔ تو در همه عالم، عمری‌ست

بر باد مده! که غصّه بسیار خوری

۲ بیت
عطار
 

عطار » مختارنامه » باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن » شمارهٔ ۳۲

 

از دورِ فلک زیر و زبر خواهی شد

رسوای جهانِ پرده‌در خواهی شد

از خواب درآی ای دلِ سرگشته که زود

تا چشم زنی، به خواب درخواهی شد

۲ بیت
عطار
 

عطار » مختارنامه » باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن » شمارهٔ ۳۳

 

هرچند که دریای پرآب آمد پیش

بشتاب که کار با شتاب آمد پیش

گر غرقه شدی چه سود؟ کاندر همه عمر

بیدار کنون شدی که خواب آمد پیش

۲ بیت
عطار
 

عطار » مختارنامه » باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن » شمارهٔ ۳۴

 

کی نیک افتد تو را که بد می‌باشی؟

جان می‌دهی و خصمِ خرد می‌باشی

کاری‌ست دگر، تو را نخواهند گذاشت

تا بر سر روزگار خود می‌باشی

۲ بیت
عطار
 

عطار » مختارنامه » باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن » شمارهٔ ۳۵

 

ای دوست! اگر تو دوستدار خویشی

تا کی ز هوا بر سر کار خویشی؟

هر چند که بیشتر همی آموزی

می‌بینمت این که بر قرار خویشی

۲ بیت
عطار
 

عطار » مختارنامه » باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن » شمارهٔ ۳۶

 

اوّل قدمت، دولت انبوه مجوی

کاهی‌ت نخست بس بود، کوه مجوی

گر یک سرِ ناخن‌ات پدید آمد کار

در کار شو و به ناخن اندوه مجوی

۲ بیت
عطار
 

عطار » مختارنامه » باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن » شمارهٔ ۳۷

 

ای بی‌خبران! دلی به جان دربندید

وز نیک و بد خلق، زبان دربندید

چون کار فتاد، بر کناری مروید

این کار شگرف را میان دربندید

۲ بیت
عطار
 

عطار » مختارنامه » باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن » شمارهٔ ۳۸

 

تو خفته وعاشقان او بیدارند

تو غافل و ایشان همه در اسرارند

بیکاری تو چو همچنین خواهد بود

اما همه ذرّاتِ جهان، در کارند

۲ بیت
عطار
 

عطار » مختارنامه » باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن » شمارهٔ ۳۹

 

ای پای ز دست داده! در پی نرسی

نظّارهٔ جام کن که در مِی نرسی

تو هیچ نیی، در که توانی پیوست؟

با توست به‌هم، چگونه در وی نرسی؟

۲ بیت
عطار
 

عطار » مختارنامه » باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن » شمارهٔ ۴۰

 

دل بستهٔ روی چون نگار او کن

جان بر کف دست نه، نثار او کن

بنگر سَرِ کار و زود کار از سر گیر

پس کار و سر اندر سَرِ کار او کن

۲ بیت
عطار
 

عطار » مختارنامه » باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن » شمارهٔ ۴۱

 

گر هست در این راه سر بهبودت

بر باید خاست از سر هستی زودت

در عشق بمیر، از آن‌که سرمایهٔ عمر،

تا تو نکنی زیان، ندارد سودت

۲ بیت
عطار
 

عطار » مختارنامه » باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن » شمارهٔ ۴۲

 

هر دل که ز سِرِّ کار آگاهی یافت

در هر مویی ز ماه تا ماهی یافت

افسوس بود که بی‌خبر خاک شوی

آخر بشتاب اگر خبر خواهی یافت

۲ بیت
عطار
 
 
۱
۳۸
۳۹
۴۰
۴۱
۴۲
۱۱۶
 
تعداد کل نتایج: ۲۳۱۰