گنجور

کلیم » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳

 

هر کس به قبله‌ای کرد روی نیاز خود را

هندو صنم پرستد، من سرو ناز خود را

نگذاشت آستانش در جبهه‌ام سجودی

بی‌سجده می‌گذارم اکنون نماز خود را

در کنج نامرادی تا کی ز منع دشمن

[...]

۵ بیت
کلیم
 

سعیدا » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸

 

سودم به خاک پایش روی نیاز خود را

فارغ شدم ز دنیا کردم نماز خود را

هرگز نمی کند شمع دیگر چراغ روشن

پروانه گر نماید سوز و گداز خود را

سرچشمهٔ بقا را با زلف او چه نسبت

[...]

۵ بیت
سعیدا
 

فنودی » گزیدهٔ اشعار » شمارهٔ ۱ - قبلهٔ جمال

 

پنهان به سینه دارم پیوسته راز خود را

وز دل خبر نسازم جز دلنواز خود را

چون شمع اشک ریزم از آتش فراقش

پنهان چگونه سازم سوز و گداز خود را؟

از خویش می روم من زان رو کنم مهیا

[...]

۸ بیت
فنودی