گنجور

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۱۴ - نبردها و فتح شهرهای روم

 

چنان بد که هر شب ز گردان هزار

به بزم آمدندی بر شهریار

چو نزدیک شد رزم را ساز کرد

سپه را درم دادن آغاز کرد

سپهدار شیروی بهرام بود

[...]

۱۹۹ بیت
فردوسی
 

ایرانشان » بهمن‌نامه » باز آمدن بهمن از هند به ایران و رها کردن زال و دختران رستم از بند » بخش ۱ - باز آمدن بهمن از هند به ایران و رها کردن زال و دختران رستم از بند

 

به هشتم که شد عاج چون آبنوس

ز درگه خروش آمد و بانگ کوس

سپاه از دَرِ هندوان شد روان

همان شادمان گشته پیر و جوان

سه منزل بشد تندبر با سپاه

[...]

۱۹۹ بیت
ایرانشان
 

عطار » منطق‌الطیر » فی التوحید باری تعالی جل و علا » حکایت عیاری که اسیر نان و نمک خورده را نکشت

 

خورد عیاری بدان دل‌خسته باز

با وثاقش برد دستش بسته باز

شد که تیغ آرد زند در گردنش

پارهٔ نان داد آن ساعت زنش

چون بیامد مرد با تیغ آن زمان

[...]

۱۹۹ بیت
عطار
 

عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۱۴ - در تفسیر وَلَقَدکَرَّمنا بَنی آدَمَ وَحَمَّلنا هُم فی البَرِّ وَالبَحر فرماید

 

الا ای جان و دل را درد و دارو

تو آن نوری که لَم تَمسَسهُ نارو

تو درمشکات تن مصباح نوری

ز نزدیکی که هستی دور دوری

ز روزنهای مِشکات مشبک

[...]

۱۹۹ بیت
عطار