گنجور

فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۲۱ - آمدن کیخسرو با گیو، ستیز طوس و گودرز بر شاهی، و ناکامی فریبرز در دژ بهمن

 

چو با گیو کیخسرو آمد به زم

جهان چند ازو شاد و چندی دژم

نوندی به هر سو برافگند گیو

یکی نامه از شاه وز گیو نیو

که آمد ز توران جهاندار شاد

[...]

۱۷۴ بیت
فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۹۱ - آزمایش هرمزد با پرسش‌های بزرجمهر

 

بفرمود کسری به کارآگهان

که جویند راز وی اندر نهان

نگه داشتندی به روز و به شب

اگر داستان را گشادی دو لب

ز کاری که کردی بدی با بهی

[...]

۱۷۴ بیت
فردوسی
 

عطار » هیلاج نامه » بخش ۲۲ - در نموداری عشق به هر انواع گوید

 

اگرچه سالک خوب ظریف است

دمادم در همه کاری لطیف است

نظام عالم از عقلست تحقیق

کسی کز عقل اینجا یافت توفیق

هدایت یابد اندر آخر کار

[...]

۱۷۴ بیت
عطار
 

عطار » جوهرالذات » دفتر اول » بخش ۴۰ - در عیان پسر و اسرار منصور و اجازت از پدر خواستن فرماید

 

چو منصور این حقیقت راست برگفت

نمود جوهر اسرار بر سُفت

در آن دریا بصورت برخمید او

ز چشم جمله گشتش ناپدید او

مثال برق آنجاگاه بشتافت

[...]

۱۷۴ بیت
عطار
 

عطار » مظهرالعجایب » بخش ۸۱ - تمثیل احوال آنهائی که به هر چه توجه پذیرند، رنگ آن گیرند و برای صورت میرند

 

بود دربغداد شیخی نیک رای

خلعت عرفان گرفته از خدای

بود زاهد درورع پیچیده بود

نقطهٔ دیدار معنی دیده بود

در علوم فقه و اندر علم حال

[...]

۱۷۴ بیت
عطار
 

محمد کوسج » برزونامه (بخش کهن) » بخش ۳۰ - جنگ رستم زال زر با پیلسم سقلابی قسمت اول

 

وز آن پس به اسب اندر آمد چو باد

ز یزدان‌ِ نیکی‌دِه‌‌اش کرد یاد

کمانی به بازو و گرزی به‌دست

همی‌تاخت هر سوی چون پیل مست

کمندی به فتراک بر شصت خَم

[...]

۱۷۴ بیت
محمد کوسج
 

محمد کوسج » برزونامه (بخش کهن) » بخش ۳۱ - جنگ رستم زال زر با پیلسم سقلابی قسمت دوم

 

بر آورد برزوی شمشیر تیز

تن پیلسم کرد پس ریز ریز

ز شادی زواره فرامرز و زال

به گردنده گردون بر آورد یال

همه نامداران ایرانیان

[...]

۱۷۴ بیت
محمد کوسج
 

جامی » هفت اورنگ » لیلی و مجنون » بخش ۲۸ - دیده نوفل مجنون را در بادیه و بر وی ترحم کردن و وی را وعده دادن که لیلی را برای وی خواستگاری کند و ابا کردن پدر لیلی

 

سوداگر چین این صحیفه

این نافه برون دهد ز نیفه

کان دم که ز گریه چشم مجنون

دور از لیلی نشست در خون

نومیدی دیدن جمالش

[...]

۱۷۴ بیت
جامی