گنجور

سلطان ولد » ولدنامه » بخش ۳ - بسم الله الرحمن الرحیم

 

ابتدا میکنم بنام خدا

موجد عالم فنا و بقا

آنکه نی ضد بود نه ند او را

نیستش کس شریک در دو سرا

نی ز کس زاد و نی کسی از وی

[...]

۳۳ بیت
سلطان ولد
 

سلطان ولد » ولدنامه » بخش ۲۶ - رجوع کردن بقصه شمس الدین عظم الله ذکره

 

باز گردیم از این حدیث دراز

قصه‌ی شمسِ دین کنیم آغاز

چون غلوشان بر او ز حد بگذشت

دشمنی‌شان ز حد و عد بگذشت

شمس تبریز رفت سوی دمشق

[...]

۳۳ بیت
سلطان ولد
 

سلطان ولد » ولدنامه » بخش ۱۲۶ - در بیان آنکه اولیا و ملک باطنشان و جمال روح بیچونشان از چشم حس پنهان است. همچون صورت جرمی و تنی ندارد پنهان مانده است. و صورت عالم ذره‌ای است از ملک باطن ایشان. جهت آنکه این جهان ظاهر و محسوس است بس هول و بزرگ و زیبا و خوب مینماید اگر از معنی و باطن ایشان ذره‌ای محسوس گشتی و بصورت درآمدی عالم خرد و حقیر نمودی چنانکه گفته‌اند اگر عقل محسوس شدی و مصور گشتی آفتاب روشن از شب تاریکتر نمودی واگر حماقت محسوس گشتی شب تارکی از روز روشنتر نمودی. و در تقریر آنکه آدمی مرکب است از صورت و معنی و شیطانی و رحمانی دمبدم از اندرونش حوران بهشت و دیوان دوزخ سر می‌کنند و روی مینمایند تا بر او کدام رک و صفت غالب است و بکدامین صورت مناسبتش بیشتر است. رغبت بدان کند تا قبله و معشوقش آن شود. لاجرم آخر کار عین آن گردد و بدان حشر شود

 

گر بدی نور اولیا پیدا

آسمان و زمین شدی رسوا

بنمودی عظیم خرد و حقیر

همچو موئی میان طشت خمیر

گفته ‌ اند ار خرد شدی پیدا

[...]

۳۳ بیت
سلطان ولد
 

سلطان ولد » ولدنامه » بخش ۱۴۸ - در بیان آنکه جهد را نیز از انبیا و اولیا باید دانستن که اگر ایشان نیاموختندی کس چه دانستی که جهد چه چیز است

 

جهد را نیز هم از ایشان دان

که ز گفتارشان شده است عیان

گر نگفتی بطالبان احمد

که عبادت کنید بهر احد

روزه دارید و هم نماز کنید

[...]

۳۳ بیت
سلطان ولد