گنجور

 
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۱۷
 

عطار » الهی نامه » بخش هجدهم » (۴) حکایت اصمعی با آن مرد صاحب ضیف و زنگی حادی

 

خدا خوانده بخویشت جاودانه

تو گشته از پی شیطان روانه

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش هجدهم » (۵) حکایت جبریل با یوسف علیهما السلام

 

و یا از زخم چوب و تازیانه

ز هر یک خون کنی جوئی روانه

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش هجدهم » (۱۰) حکایت شیخ ابوسعید با قمار باز

 

مگر پرسید آن شیخ زمانه

که کیست این مرد، گفتند ای یگانه

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش نوزدهم » (۱۳) در معنی آن که غیبت گناهی بزرگ است

 

اگر تیغ زبانش چون زبانه

شود چون رمحِ خطّی راست خانه

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش بیستم » (۴) حکایت اردشیر و موبد و پسر شاپور

 

چو گفت این حرف آن مرد یگانه

فرستادش همی سوی خزانه

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش بیستم » (۴) حکایت اردشیر و موبد و پسر شاپور

 

غمم آنست کز جَور زمانه

ندارم هیچ فرزند یگانه

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش بیستم » (۴) حکایت اردشیر و موبد و پسر شاپور

 

چو بشنود این سخن مرد یگانه

ز چشمش گشت سَیل خون روانه

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش بیستم » (۴) حکایت اردشیر و موبد و پسر شاپور

 

بفرمود آنگه آن مرد یگانه

که تا آن حقّه آرند ازخزانه

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش بیست و یکم » (۱) حکایت امیر بلخ و عاشق شدن دختر او

 

غلامی بود حارث را یگانه

که او بودی نگهدار خزانه

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش بیست و یکم » (۱) حکایت امیر بلخ و عاشق شدن دختر او

 

ز سیبش بر بِهی کردم روانه

ازین شکل صنوبر نار دانه

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش بیست و یکم » (۱) حکایت امیر بلخ و عاشق شدن دختر او

 

ترا آن بس نباشد در زمانه

که تو این کار را باشی بهانه؟

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش بیست و یکم » (۱) حکایت امیر بلخ و عاشق شدن دختر او

 

نهادش پس نهان شد در میانه

کسش نشناخت از اهل زمانه

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش بیست و یکم » (۱) حکایت امیر بلخ و عاشق شدن دختر او

 

ز چشمش گشت سیل خون روانه

بسی پیغام دادش عاشقانه

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش بیست و یکم » (۱) حکایت امیر بلخ و عاشق شدن دختر او

 

ازین آتش چنان کردم زمانه

که دوزخ خواست از من صد زبانه

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش بیست و یکم » (۱) حکایت امیر بلخ و عاشق شدن دختر او

 

نبودش صبر بی یار یگانه

بدو پیوست و کوته شد فسانه

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش بیست و دوم » (۷) حکایت ابوعلی فارمدی

 

اگر این رنگ یابی ای یگانه

نباید هیچ چیزت جاودانه

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش بیست و دوم » (۷) حکایت ابوعلی فارمدی

 

چو تو دائم تو باشی بی بهانه

همه چیزی توداری جاودانه

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش بیست و دوم » (۸) سؤال کردن سائل از مجنون

 

دوئی برخاست اکنون از میانه

همه لیلیست، مجنون بر کرانه

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش بیست و دوم » (۹) حکایت بایزید با مرد مسافر

 

که هست این نامه از شاه یگانه

به سوی پادشاه جاودانه

۱ بیت
عطار
 

عطار » الهی نامه » بخش پایانی » (۳) حکایت آن مرد که از اویس سؤال کرد

 

ز هر چشمش چو سیلی خون روانه

دلی پر تف زبانی چون زبانه

۱ بیت
عطار
 
 
۱
۲
۳
۴
۵
۶
۱۷
 
تعداد کل نتایج: ۳۲۶