فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۴
شنیدستی آن داستان مهان
که در پیش بودند شاه جهان
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۵
جز از پارسی مهترت در جهان
مرا شاه خوانند فرخ مهان
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۵
گر ایدون که با شهریار جهان
همی آشتی جویی اندر نهان
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۵
دو تن یافتهستی که اندر جهان
چو ایشان نبود از نژاد مهان
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۵
چنین داد پاسخ که شاه جهان
اگر مرگ من جوید اندر نهان
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۶
ندارید شرم از خدای جهان
نه از نامداران فرخ مهان
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۶
بهجان و سر شهریار جهان
گزین بزرگان و تاج مهان
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۸
ز تو نامه کردم بشاه جهان
همی زشت تو داشتم در نهان
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۸
نبشتند نامه بشاه جهان
سخن هرچ بد آشکار ونهان
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۸
بفرمود تا هرک بود ازمهان
ازان نامداران شاه جهان
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۸
همان گوشوارش که اندر جهان
کسی را نبود ازکهان ومهان
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۸
شمارش ندانست کس در جهان
ستاره شناسان و فرخ مهان
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۹
وزین روی خراد برزین نهان
همیتاخت تا نزد شاه جهان
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۹
کنون دردمندیم اندرجهان
بداننده گوییم یکسر نهان
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۹
چنین گفت موبد بشاه جهان
که آن گور دیوی بود درنهان
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۱۰
چوایمن شد از نامداران نهان
ز هر سو برافگند کارآگهان
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۱۰
بدو گفت هرمز که درناگهان
مر این شوخ را گم کنم ازجهان
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۱۰
چوبشنید خسروکه شاه جهان
همیکشتن او سگالد نهان
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۱۰
بدو گفت کین نامه اندر نهان
ببرزود نزدیک شاه جهان
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی هرمزد دوازده سال بود » بخش ۱۰
یکی گوشهای بس کنیم ازجهان
بیک سو خرامیم باهمرهان
