فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۲
چو قیصر ز گرد بلا رخ بشست
به مردی چو پرویز داماد جست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۲
به پیکان دل هر دو دانا بخست
به سر بر زدند آن زمان هر دو دست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۲
نباید که یابد برِ تو نشست
بگیرد کم و بیش چیزی به دست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۲
مرا آن زمان این سخن بُد درست
ز دل مهربانی نبایست شست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۲
که از تو بَد آید بدین سان که هست
نینداختم اخترت را ز دست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۲
هران کس که ما را بدی زیردست
چنین باژها بر هیونان مست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۶
بدو گفت شیرین که دادم نخست
بده وانگهی جان من پیش تست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۶
سه دیگر چنین است رویم که هست
یکی گر دروغست بنمای دست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اردشیر شیروی » بخش ۱
هر آنکس که برگاه شاهی نشست
گشاده زبان باد و یزدان پرست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اردشیر شیروی » بخش ۲
جفا پیشه از پیش خانه بجست
لب شاه بگرفت ناگه به دست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی فرایین » پادشاهی فرایین
چو بشنید ز ایشان ز ترکش نخست
یکی تیر پولاد پیکان بجست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی فرایین » پادشاهی فرایین
به شورشگری تیر بازه ببست
چو شد غرقه پیکانش بگشاد شست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی پوران دخت » پادشاهی پوران دخت
نشانی ز پیروز خسرو بجست
بیاورد ناگاه مردی درست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی آزرم دخت » پادشاهی آزرم دخت
بیامد به تخت کیان برنشست
گرفت این جهان جهان را به دست
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۴
که آمد فرستادهای پیر و سست
نه اسپ و سلیح و نه چشمی درست
