فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۶
چنین گفت کاین بد به دشمن رساد
که بر من رسید از بد بدنژاد
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۷
دگر باره رستم زبان برگشاد
مکن شهریارا ز بیداد یاد
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۹
جهان راست کردم به شمشیر داد
به بد کس نیارست کرد از تو یاد
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۳۰
بگفت این و گویا زبان برگشاد
همه پند و اندرز او کرد یاد
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۳۱
پشوتن بیامد گوایی بداد
سخنهای رستم همه کرد یاد
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۱
به سام نریمان کشیدی نژاد
بسی داشتی رزم رستم به یاد
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۲
بجز کام و آرام و خوبی مباد
ورا نام کرد آن سپهبد شغاد
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۲
به گیتی به دیدار او بود شاد
بدو داد دختر ز بهر نژاد
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۲
نگیرد ز کار درم نیز یاد
ازان پس که داماد او شد شغاد
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۲
دژم شد ز کار برادر شغاد
نکرد آن سخن پیش کس نیز یاد
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۲
چنین گفت با شاه کابل شغاد
که گر زین سخن داد خواهیم داد
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۲
ز گفتار او تنگدل شد شغاد
برآشفت و سر سوی زابل نهاد
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۲
چنین داد پاسخ به رستم شغاد
که از شاه کابل مکن نیز یاد
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۲
بیامد بر مرد جنگی شغاد
که با شاه کابل مکن رزم یاد
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۳
چو رستم دمان سر برفتن نهاد
سواری برافگند پویان شغاد
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۳
دو رخ را به خاک سیه بر نهاد
همی کرد پوزش ز کار شغاد
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۳
کمان کیانی به زه بر نهاد
همی راند بر دشت او با شغاد
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۴
چو با خستگی چشمها برگشاد
بدید آن بداندیش روی شغاد
فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و شغاد » بخش ۴
چنین پاسخ آورد ناکس شغاد
که گردون گردان ترا داد داد
