سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۷
برون زین جهان یک جهانی خوشست
که این خار و آن گلستانی خوشست
درین خار گل نی و ما اندرو
چو بلبل که در بوستانی خوشست
سوی کوی جانان و جانهای پاک
[...]
سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۳
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد
وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب
بر دولتآشیان شما نیز بگذرد
باد خزان نکبت ایام ناگهان
[...]
سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۶۸
مرا بلطف خود الهام کرد داور نفس
که دست بر در دل دار و پای بر سر نفس
چو سالها به جو و کاهِ ناز فربه شد
چرا همی ننهی بار زهد بر خر نفس
تو شیر بیشهٔ معنی شوی اگر بزنی
[...]
سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۷۸
ای ز روی تو گرفته چهرهٔ خوبی جمال
یافته از صورت تو بدر نیکویی کمال
رسم مه خود محو شد، خورشید همچون دایره
پیش روی خوب تو یک نقطه باشد همچو خال
در مقام جلوه اندر مرغزار حسن تو
[...]
سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۷۹
ای که اندر ملک گفتی می نهم قانون عدل
ظلم کردی ای اشاراتت همه بیرون عدل
این امیرانی که بیماران حرص اند و طمع
همچو صحت از مرض دورند از قانون عدل
دست چون شمشیرشان هر ساعتی در پای ظلم
[...]
سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۹۱ - کتب الی الشیخ العارف سعدی الشیرازی
نمیدانم که چون باشد به معدن زر فرستادن
به دریا قطره آوردن به کان گوهر فرستادن
شبی بیفکر این قطعه بگفتم در ثنای تو
ولیکن روزها کردم تأمل در فرستادن
مرا از غایت شوقت نیامد در دل این معنی
[...]
سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۳۰
ای صبا با دمِ من کن نفسی همراهی
به سوی شاه بر از من سخنی گر خواهی
قدوه و عمدهٔ شاهان جهان غازان را
از پریشانیِ این ملک بده آگاهی
گو در این مصر که فرعون در او صد بیش است
[...]