رضیالدین نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » قصاید بلند » شمارهٔ ۱۹
نثار جان گرامی سزد در این تطهیر
که دل سرورفزای است و طبع لهوپذیر
گذشت آنکه دل از انده آمدی به فغان
نماند این که تن از محنت آمدی به نفیر
کنون نشاط کشیده است بر فلک رایت
[...]
رضیالدین نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » قصاید بلند » شمارهٔ ۲۰
هرگز نبود که بخت پس از مدت دراز
آرد مرا به حضرت فرخنده تو باز
آن تکیهگاه ناز و هنر کآفتاب را
آید در آستانه تو در علو نیاز
ای مدحت تو مشکل حیرتفزای وهم
[...]
رضیالدین نیشابوری » دیوان اشعار » قصاید » قصاید کوتاه » شمارهٔ ۳ - در ستایش جمال الدین گوید
منم نهاده کنون چشم کز کدام طرف
وزد بر این دل رنجور من نسیم نسف
چه شرح باید درد مرا همین بس نیست
که دور ماندم از آن بحر جود و کان لطف
کریم خاک خراسان اجل جمال الدین
[...]
رضیالدین نیشابوری » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۴۰ - در ستایش تاج الدین گوید
تاج دین پیرایه ملک شهنشاه ای فلک
همچو دیگر بندگان در قبضه حکمت اسیر
در وغا شیرافکنی آری از آن نبود شگفت
چون کنی جام شجاعت نوع گردی شیرگیر
جان دشمن چون کبوتر برد از شخص چونی
[...]
رضیالدین نیشابوری » دیوان اشعار » رباعیات » شماره ۳۹
تا چند به دل جفای دلبند کشم
وز جان غم یار نافهپیوند کشم
خود صحبت دیرینه بریدن خوش نیست
لیکن من خسته درد تا چند کشم
[...]
رضیالدین نیشابوری » رضی نامه (اشعار نویافته) » رباعیات » شماره ۱۲۳
در عشق تو اشک لعلبارم سفتن
یا یک شب از اندوه تو یارم خفتن
جانی دارم به دست عشق تو گرو
حالی دل پر غم است یارم گفتن
[...]
