×
افضلالدین کرمانی » بدایع الزمان فی وقایع الکرمان » بخش ۱ - قصه ملک رکن الدنیا و الدین عماد الاسلام و المسلمین قاورد بن جعفر بیگ که او را قره ارسلان گفتند
فمساهم وسطهم منهم حریر
و بلجهم و بسطهم تراب
و من فی کفه منهم قناة
کمن فی کفه منهم خضاب
گشته ز زخم خنجر فیروزه فام او
[...]
۴ بیت
افضلالدین کرمانی » بدایع الزمان فی وقایع الکرمان » بخش ۱ - قصه ملک رکن الدنیا و الدین عماد الاسلام و المسلمین قاورد بن جعفر بیگ که او را قره ارسلان گفتند
عفو کآن هست اصل دینداری
از برای چه روز میداری
تو ظفر خواستی خدایت داد
او ز تو عفو خواست زاو کن یاد
۲ بیت
افضلالدین کرمانی » بدایع الزمان فی وقایع الکرمان » بخش ۷ - گفتار در ذکر ملک مغیث الدنیا و الدین محمد بن ملک ارسلانشاه که پادشاه هفتم است از قاوردیان
مور پایی ز دشمنان در رزم
تاج بخشی به دوستان در بزم
اخترانی که حال گردانند
تیغ او را اجل کیا خوانند
۲ بیت
افضلالدین کرمانی » بدایع الزمان فی وقایع الکرمان » بخش ۷ - گفتار در ذکر ملک مغیث الدنیا و الدین محمد بن ملک ارسلانشاه که پادشاه هفتم است از قاوردیان
عدل و انصاف کار او بودی
چرخ بر اختیار او بودی
چون به این چندگاه عمر گذاشت
دست از این خاکدان تیره بداشت
هر که را نیست اختر وارون
[...]
۳ بیت
افضلالدین کرمانی » بدایع الزمان فی وقایع الکرمان » بخش ۲۸ - گفتار در آمدن ملک ارسلان به در بردسیر و فروگذاشتن اتابک ایبک و در شدن به شهر و رفتن ایبک از در بردسیر به جانب بم
خواجه کاردان کارگشای
پیک اندیشهاش جهانپیمای
خود و خودرای او چو بنشینند
نقش فردا به چشم سر بینند
۲ بیت
افضلالدین کرمانی » بدایع الزمان فی وقایع الکرمان » بخش ۲۹ - گفتار در رفتن ملک ارسلان و اتابک محمد به جانب بم و محاصره کردن و محصور شدن ایبک و سابق علی در شهر بم
جهات هست بسیار و مردم بسی
به تنهاش خوردن نیارد کسی
اگر هست پروانه روی زمین
هوا مرغ دارد بسی دانهچین
۲ بیت
افضلالدین کرمانی » بدایع الزمان فی وقایع الکرمان » بخش ۳۰ - گفتار در غدر کردن زین الدین رسولدار و لشکر فارس با ملک ارسلان و به اهل بم پیوستن و برخاستن ملک ارسلان از در بم و رفتن به جیرفت
به جایی که من پای بفشاردم
عنان سواران شدی پاردم
به جایی که رستم گریزد ز جنگ
مرا و تو را نیست پای درنگ
۲ بیت
