گنجور

وفایی مهابادی » دیوان فارسی » مسمطات » شمارهٔ ۱ - تخمیسی از غزل حافظ شیرازی

 

عبیدالله رئیس مرشدان و قطب کامل‌ها

به بزم خاص از رحمت نگاهی کرد بر دل‌ها

به جوش آمد سپاه عشق در میدان حاصل‌ها

«ألا یا أیها الساقی أدر کأسا و ناولها»

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها

[...]

وفایی مهابادی
 

وفایی مهابادی » دیوان فارسی » مسمطات » شمارهٔ ۲

 

بگذار تا بگریم در دیر راهبانان

بگذار تا بنالم در کوی زند خوانان

بگذار تا بگیریم زنار زلف جانان

بگذار تا بیابم سر رشته ای ز ایمان

این کار کار عشق است دخلی به دین ندارد

[...]

وفایی مهابادی
 

وفایی مهابادی » دیوان فارسی » مسمطات » شمارهٔ ۳

 

دوش اندر میکده چون و چه زیبا زدند

گردش از جاروب زلف و طره ی حورا زدند

ساقیان دست طرب در گردن مینا زدند

خاک آدم را نم از سرچشمه ی صهبا زدند

بر سر شوریده تاج «علم الأسما» زدند

[...]

وفایی مهابادی
 

وفایی مهابادی » دیوان فارسی » مسمطات » شمارهٔ ۴

 

.....................

....................

ای تطاول بین که از دست شب یلدا کشم

ای امید ناامیدان، ای پناه بی کسان

نا امید و بی کسم دست من و دامان تو

[...]

وفایی مهابادی