گنجور

صفایی جندقی » دیوان اشعار » نوحه‌ها » شمارهٔ ۲

 

شه لب تشنه ی بی غمگسارم پدر

سرور سینه محزون زارم پدر

شهید بی کفن آه ای پدر جان

به خونت غرقه تن افتاده عریان

شدت سر به نی بر

[...]

صفایی جندقی
 

صفایی جندقی » دیوان اشعار » نوحه‌ها » شمارهٔ ۲۱

 

حسین ای خسرو لب تشنگانم

برادر

برادر جان برادر

فروغ چشم و بازوی توانم

برادر

[...]

صفایی جندقی
 

صفایی جندقی » دیوان اشعار » نوحه‌ها » شمارهٔ ۲۲

 

دمید از طرف گردون ماه ماتم

واویلا

که باز آمد محرم

رسید از نو جهان را نوبت غم

واویلا

[...]

صفایی جندقی
 

صفایی جندقی » دیوان اشعار » نوحه‌ها » شمارهٔ ۲۹

 

ای اکبر ای رعنا جوان وای وای

درمان دل آرام جان وای وای

سوی عدو آهسته ران وای وای

سرو آزادم برادر

شاخ شمشادم برادر

[...]

صفایی جندقی
 

صفایی جندقی » دیوان اشعار » نوحه‌ها » شمارهٔ ۳۰

 

چو شد قسمت ز آغازم جدایی

برادر

رضا جانم برادر

چه سازم چاره با حکم خدایی

برادر

[...]

صفایی جندقی
 

صفایی جندقی » دیوان اشعار » نوحه‌ها » شمارهٔ ۳۹

 

خصم جان کوکب تو دشمن تن اختر ما

رنج قتل اول تو خواری بند آخر ما

دل نهاد از تو به دوری تن غم پرور ما

ما برفتیم و تو دانی و دل غم خور ما

بخت بد تا به کجا می برد آبشخور ما

[...]

صفایی جندقی