×
میرزاده عشقی » دیوان اشعار » هزلیات » شمارهٔ ۵ - خرنامه
دردا و حسرتا که جهان شد به کام خر!
زد چرخ سفله، سکهٔ دولت به نام خر!
خر سَرور اَر نباشد، پس هر خر از چه روی
گردد همی ز روی ارادت غلام خر؟!
افکنده است سایه، هما بر سر خران
[...]
۲۱ بیت
میرزاده عشقی » دیوان اشعار » هزلیات » شمارهٔ ۸ - در هجو شیخ ممقانی
از دست هر که هر چه، بستانده و ستانی
از دست تو ستانند، با دست آسمانی
کفرنج بیوگان را، مال یتیمگان را
اموال این و آن را، حینی که میستانی:
گیرم حیا نداری، شرمی ز ما نداری!
[...]
۴۴ بیت
