عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۶۲ - رسیدن شهریار به بیشهٔ اوّل و جنگ او با فیلان گوید
به پشتش چنان کوفت گُرز درشت
که در ناف او ریخت مهره ز پشت
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۶۲ - رسیدن شهریار به بیشهٔ اوّل و جنگ او با فیلان گوید
ز پیلان دو صد فیل جنگی بکشت
دگر پیلکان جمله دادند پشت
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۶۵ - رسیدن شهریار به بیشه چهارم و جنگ او با موران و دیدن دخمه گرشاسب را گوید
چه کردم سرانجام از دهر پشت
نبودم بجز مشت خاکی به مشت
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۶۶ - رسیدن شهریار به بیشه پنجم و رزم او با شیران گوید
مشو ای دلاور به شیران درشت
که با شیر کینه درفش است و مشت
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۶۸ - رسیدن شهریار به بیشه هفتم و جنگ او با زنگیان گوید
تنش آفریننده خوب و زشت
تو گفتی که از دود دوزخ سرشت
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۶۸ - رسیدن شهریار به بیشه هفتم و جنگ او با زنگیان گوید
چه بگرفت گُرز گران را به مشت
به یک حمله از کینه صد زنگی کشت
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۷۰ - رسیدن شهریار به بیشه نهم و رزم او با سگسار گوید
ز دیوان به چنگال و زور درشت
دوده دیو وارونه در دم بکشت
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۷۰ - رسیدن شهریار به بیشه نهم و رزم او با سگسار گوید
چه سگسار دیو اندر آمد به پشت
یکی تیغ خونریز بودش به مشت
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۷۰ - رسیدن شهریار به بیشه نهم و رزم او با سگسار گوید
سپهبد ز بس بود گُرزش به مشت
دو بهره از آن نره دیوان بکشت
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۷۴ - رزم زنگی زوش با لشکر سرخ پوش نقابدار گوید
چنین تا از ایشان دو ده مرد کشت
به چنگال و دندان سیاه درشت
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۸۰ - رزم شهریار با نقابدار سرخ پوش گوید
ز مشعل فروزنده شد روی دشت
زخوی شان در و دشت چون جوی گشت
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۸۲ - جواب نامه نوشتن فرانک به شهریار گوید
ز مردان او صد دلاور بکشت
به تیغ و به چنگال و مشت درشت
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۸۹ - جنگ زوراه با ارهنگ دیو گوید
دژم پهلوان از چنان ضرب گشت
برآمد غونای از آن پهن دشت
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۹۲ - آمدن ارهنگ به پای حصار سیستان و بیرون آمدن زال زر گوید
که ای پیر فرتوده گوژپشت
چه پیری مکن رای رزم درشت
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۹۲ - آمدن ارهنگ به پای حصار سیستان و بیرون آمدن زال زر گوید
شد از گردش چرخم ار گوژپشت
نگه کن بدین یال و کوپال و مشت
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۹۳ - رزم زال زر با ارهنگ دیو و شکسته شدن ارهنگ گوید
چه دیدند شد رزم دستان درشت
ز دستان نمودند چون زال پشت
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۹۷ - درخیانت بسرم و گشوده شدن شهر بلخ گوید
یکی دلگشا باغ بودش به دشت
همه ساله پر سنبل و جای کشت
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۹۷ - درخیانت بسرم و گشوده شدن شهر بلخ گوید
ز ترکان بسی را به شمشیر کشت
برون رفت از بلخ و بنمود پشت
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۹۸ - گریختن لهراسپ از بلخ و گرفتار آمدن گودرز گوید
ز گردان ما صد دلاور بکشت
بدان تا ببستیم دستش به پشت
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۹۹ - رزم زن لهراسپ با ترکان گوید
هنوز آن زمان سال او بود هشت
ببردند ترکان ز کوهش بدشت
