گنجور

 
اسیر شهرستانی

سرگشتگی نشستنم از یاد برده است

بیهوده گردیم گرو از یاد برده است

در بیضه شکسته محبت دل مرا

از آشیان به خدمت صیاد برده است

 
 
 
sunny dark_mode