گنجور

شمارهٔ ۶

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » مثنویات
 

گرنه ای باطل بیا و حق پرست

از مقید بگذر و مطلق پرست

حق وجود است و یکی می دانمش

گر چه باطل را عدم می خوانمش

چون یکی اندر یکی باشد یکی

در وجود آن یکی نبود شکی

یک وجود است و کمالش بی شمار

در دو عالم آن یکی را می شمار

زوج از تکرار فرد آمد پدید

این سخن از ما به جان باید شنید

زوج عالم دان و آن الله فرد

یک حقیقت خواه زوج و خواه فرد

فرد مطلق شد مقید در ظهور

گاه ظلمت می نماید گاه نور

نور مطلق از ظهور وی بود

ور نه اینجا نور و ظلمت کی بود

جامی از می پر ز می بستان بنوش

شادی رندان و سرمستان بنوش

قول ما حق است از حق می شنو

گه مقید گاه مطلق می شنو



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.