گنجور

 
شاه نعمت‌الله ولی
 

ای جان پدر به حال ما رحمی کن

زیرا بی تو تمتعی از جان نیست

بسیار فراق تو کشیدم اما

زین بیش مرا تحمل هجران نیست

ملک و ملکوت تخت سلطانی ماست

مخصوص به شهر یزد یا کرمان نیست

بگذر ز خرابهٔ جهان جان پدر

آن گیر که این جهان همه ویران نیست

برخیز و بیا که دنیی و عقبی هم

با همت دوست قیمتش چندان نیست