گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ابوسعید ابوالخیر

هرگز المی چو فرقت جانان نیست

دردی بتر از واقعهٔ هجران نیست

گر ترک وداع کرده‌ام معذورم

تو جان منی وداع جان آسان نیست

امیر معزی

تا دین باشد به جز یکی یزدان نیست

تا ملک بود به جز یکی سلطان نیست

بر هر دو برون از آن و زین فرمان نیست

آن بی ‌این نیست هرگز این بی‌ آن نیست

عین‌القضات همدانی

در عشق کسی قدم نهد کش جان نیست

با جان بودن بعشق در سامان نیست

درماندۀ عشق را از آن درمان نیست

کانگشت بهرچه بر نهی عشق آن نیست

عطار

چون درد ترا تا به ابد درمان نیست

گر شاد شوی به قطع جز نقصان نیست

هرگز ز طرب هیچ نخیزد بنشین

در اندوهی که هرگزش پایان نیست

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از عطار
اوحدالدین کرمانی

از راحت اگر نصیب تو حرمان نیست

از آز ببُر که آز را پایان نیست

مغرور کسی بود که در عالم دون

او را به سرای آخرت ایمان نیست

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه