گنجور

 
شاه نعمت‌الله ولی
 

قرب صدسال عمر من بگذشت

قصد موری نکرده ام به خدا

نان خود خورده ام ز کسب حلال

مال غیری نخورده ام به خدا

در خرابات عشق رندانه

روزگاری سپرده ام به خدا

به خدا زنده ام به حق رسول

گرچه از خویش مرده ام به خدا

موی هستی به تیغ سرمستی

از سر خود سترده ام به خدا

تا عزیز خدا و خلق شدم

ذاکرانه شمرده ام به خدا

نفس خود به یاد سید خویش

عزت کس نبرده ام به خدا