گنجور

 
شاه نعمت‌الله ولی
 

وقت آن آمد که ما را باز بنوازی به لطف

یک زمانی از کرم با ما بپردازی به لطف

حال ما گرچه خرابست ، از کرم معمور ساز

خوش بود گر ساز ما را باز بنوازی به لطف

گر چه بر خاک درم انداختی ای نور چشم

چشم آن دارم که از چشمم نیندازی به لطف

آفتاب عالمی و عالمی در سایه ات

لطف فرمائی و کار عالمی سازی به لطف

عشقبازی می کنی با ما ولی پنهان ز ما

این لطیفه گر که با ما عشق می بازی به لطف

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.