به کام دل رسیدم باز امروز
جمال یار دیدم باز امروز
بحمدالله که از هجران رمیدم
به وصل او رسیدم باز امروز
بسی دیروز گفتم ای خداوند
جواب خود شنیدم باز امروز
می خمخانهٔ معنی و صورت
به جامی در کشیدم باز امروز
به ساقی خویش را بفروختم دوش
بهایش می خریدم باز امروز
ندای ارجعی آمد به گوشم
به سوی شه پریدم باز امروز
گلی از گلستان نعمت الله
به دست ذوق چیدم باز امروز
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از خوشحالی و سرور خود میگوید که دوباره به وصال محبوبش رسیده است. او به خاطر پایان دوران جدایی و تجربه زیبای امروز شکرگزاری میکند. شاعر تجربهای روحانی را توصیف میکند که در آن از می و محفل خوشگذرانده و گلهایی از نعمتهای خداوند چیده است. در نهایت، او نداهایی را میشنود که او را به سمت محبوبش میکشاند و این حس را با شوق و شادابی بیان میکند.
هوش مصنوعی: امروز دوباره به آرزوی خود رسیدم و زیبایی محبوبم را دیدم.
هوش مصنوعی: خوشحالم که بعد از دوری و جدایی، سرانجام به وصال محبوبم رسیدم و امروز در کنار او هستم.
هوش مصنوعی: دیروز مدام به درگاهت دعا میکردم و پاسخهای خود را دریافت کردم، اما باز امروز دوباره نیاز به گفتگو و سوال دارم.
هوش مصنوعی: امروز دوباره به میخانه ای که به زیبایی و معنا پر از شراب است، سر زدم و از آن نوشیدم.
هوش مصنوعی: دوش به ساقی گفتم که خودم را به او فروختهام و حالا امروز دارم قیمتش را میفرسم.
هوش مصنوعی: ندایی خوش به گوشم رسید و مرا به سوی محبوبم کشاند. امروز دوباره به شوق او شتافتم.
هوش مصنوعی: امروز دوباره گلی از باغ نعمت الله با سلیقه خود چیدم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.