گنجور

غزل شمارهٔ ۸۶۰

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

بیا از بود و از نابوده بگذر

از این دردسر بیهوده بگذر

ز غیرت غیر او از دل به در کن

ز غیرش چون من فرسوده بگذر

وسیله گر تو را عقل است بگذر

ز مقصودی و از مقصوده بگذر

از این دنیای بی حاصل چه حاصل

مشو آلوده و آسوده بگذر

اگر داری هوای گنج شاهی

ز پول قلب سیم اندوده بگذر

بد اندیشی اگر گوید تو را بد

تو نیکی کن سخن نشنوده بگذر

حریف سید سرمست ما باش

ز فرمان خود و فرموده بگذر



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

فال حافظ