گنجور

غزل شمارهٔ ۸۵۴

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

نور روی اوست ما را در نظر

آینه بردار و رویش می نگر

یک وجود و صد هزاران آینه

آن یکی در هر یکی خوش می شمر

ذوق اگر داری درین دریا نشین

تا دمی از حال ما یابی خبر

گنج اگر جوئی بجو در کنج دل

چند گردی در پی زر در به در

آینه گر صد نماید گر هزار

می نماید آفتابی در نظر

سایه بان حضرت او عالم است

نور او می بین و در عالم نگر

دم به دم ساقی گرت جامی دهد

عاشقانه نوش کن می جو دگر

در خرابات مغان در نه قدم

عمر خود در پای خم می بر بسر

عشقبازی معتبر کاری بود

کار سید خود نباشد مختصر

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.