گنجور

 
شاه نعمت‌الله ولی
 

عشق او همدم دیرینهٔ ماست

خلوتش در حرم سینهٔ ماست

جان ما گرچه که آئینهٔ اوست

روی او نیز هم آئینهٔ ماست

کُنج دل گوشهٔ ویرانهٔ اوست

گنج او حاصل گنجینهٔ ماست

عشق ورزیدن و میخواری هم

عادت کهنهٔ دیرینهٔ ماست

صوفی صافی معنی به صفا

طالب صورت پشمینهٔ ماست

آنچه امروز توئی طالب آن

حرفی از درس پریرینهٔ ماست

همچو سید بود ایمن ز خمار

هر که مست از می دوشینهٔ ماست