گنجور

 
شاه نعمت‌الله ولی
 

فارغ است این ساقی ما از همه

باز آورده است ما را از همه

روز امروز است دیشب در گذشت

بگذر از فردا و فردا از همه

آبرو گر بایدت با ما نشین

ما ز دریا جو و دریا از همه

عارفانه شرح اسما را بخوان

یک مسما جو و اسما از همه

ای که گوئی از که جویم کام خود

از همه اشیا و اشیا از همه

سر بنه بر خاک پای عاشقان

تا شود جای تو بالا از همه

نعمت الله رند سرمستی خوش است

در دو عالم اوست یکتا از همه

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.