ای نفس شوخ چشم مرو در قفای نان
جانت مده به باد هوا در هوای نان
بگشادهای چو کاسه دهان در خیال آش
مانند سفره حلقه به گوشی برای نان
بهر دو نان مرو بر ِ دونان و شرمدار
حیف است کآبروی فروشی بهای نان
آدم برای دانهٔ گندم بهشت هشت
تو بازخر به نان جو ای مبتلای نان
هر هشت خلد و شش جهت و پنج حس تو را
گردد مطیع اگر بدهی یک دو تای نان
دل را شراب ده که همین است دوای دل
نان پیش سگ بمان که همان است سزای نان
از خوان نعمتاللّه اگر خوردهای طعام
چه قدر آش نزد تو باشد چه جای نان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به نقد وابستگی انسانها به نان و روزی معیشتی پرداخته و بر بیارزشی زندگی که تنها در پی نان میگذرد، تأکید میکند. او میگوید که انسان نباید جانش را به باد بدهد و زندگیاش را صرف تلاش برای تأمین نان کند. همچنین به این نکته اشاره میکند که ارزش انسان بیشتر از آن است که فقط به مواد غذایی محدود شود و باید از نعمتهای الهی بهرهمند شود. در نهایت، شاعر پیشنهاد میکند که دل را با چیزهای ارزشمندی چون عشق و معرفت سیراب کنیم و نان را در مقایسه با این موارد کمارزش بدانیم.
هوش مصنوعی: ای جان زندگیبخش، چرا در پی نان میدوی و هستیات را به باد میدهی؟ در جستجوی غذا، خودت را به خطر نینداز.
هوش مصنوعی: تو مانند یک کاسه با دهان باز در خیال خود، انتظار غذای خوشمزهای را داری، مانند سفرهای که دور آن حلقهای برای نان چیده شده است.
هوش مصنوعی: برای تأمین معاش به افرادی که ارزش و شأن کمتری دارند نرو و خود را پایین نیاور، چرا که شرم آور است که آبرو و شخصیت خود را به خاطر نان معامله کنی.
هوش مصنوعی: انسان برای به دست آوردن دانهٔ گندم بهشت، در عوض باید به نان جو روی بیاورد، ای کسی که به نان وابستهای.
هوش مصنوعی: اگر بخواهی، میتوانی تمام نعمتها و زیباییهای دنیا و هر چیزی را که حس میکنی، به دست بیاوری، فقط کافی است که کمی محبت و مهربانی خود را به دیگران نشان دهی.
هوش مصنوعی: به دل شراب بده، چون این تنها درمان آن است. نان را به سگ بده، زیرا به همین خاطر است که نان ارزشش را دارد.
هوش مصنوعی: اگر از سفرهی نعمت خدا خوردهای، دیگر چه جای نگرانی از کمبود غذا یا نان داری؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زین بیش آبروی نریزم برای نان
آتش دهم به روح طبیعی به جای نان
خون جگر خورم نخورم نان ناکسان
در خون جان شوم نشوم آشنای نان
با این پلنگ همتی از سگ بتر بوم
[...]
آنان که جز به نان نبود زنده جانشان
دارند رو به خدمت دونان برای نان
گر فی المثل ز دست کسان صد قفا خورند
همچون سگ گرسنه دوند از قفای نان
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.