گنجور

 
سیف فرغانی
 

تنی داری بسان خرمن گل

عرق از وی روان چون روغن گل

صبا از رشک اندام چو آبت

فگنده آتش اندر خرمن گل

چمن از خجلت روی چو ماهت

شکسته چون بنفشه گردن گل

گر از رویت بهار آگاه باشد

پشیمان گردد از آوردن گل

به سیل تیره ابر نوبهاری

بریزد آب روی روشن گل

غم تو در گریبان دل من

چو خار آویخته در دامن گل

منم از خوردن غمهای تو شاد

چو زنبور عسل از خوردن گل

اگر از خاک کویت بو بگیرد

قبای غنچه و پیراهن گل

چو در برگ از خزان زردی فزاید

ز روح نامیه اندر تن گل

مها از سیف فرغانی میازار

نخواهد عندلیب آزردن گل

گلت را همچو بلبل دوست‌دارست

جعل باشد نه بلبل دشمن گل

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.