گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عطار

حاصل ز غم عشق توام بدنامیست

وین بدنامی جمله ز بیآرامیست

بر بوی وصال تو، من خام طمع

میسوزم و این سوختنم از خامیست

مجد همگر

چون دوستی تو اصل دشمن کامی ست

این سوختن من از فراقت خامی ست

وامید من آبستن بس نومیدی ست

نامم ز تو آلوده صد بدنامی ست

ابن یمین

پیوسته نشان عاشقان بد نامیست

کام دل این شیفتگان ناکامیست

گر سوختگانرا طمع وصل تو خاست

چون در نگری بنای آن بر خامیست

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه