گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
باباافضل کاشانی

ای عمر عزیز داده بر باد از جهل

وز بی‌خبری کار اجل داشته سهل

اسباب دو صد ساله سگالیده به پیش

نا یافته از زمانه یک ساعت مهل

ابن یمین

هر غم که گذشت شد بدلها همه سهل

ناآمده را غم نخورد مردم اهل

غافل مشو از یکدمه حالی که تراست

کین یکدمه را هم نبود چندان مهل

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه